جعفر در خانه نشست و مردم مىآمدند او را تسليت مىگفتند ، غلام او ابو اللّسلاس به وى گفت : اين مصيبتى بود كه از ناحيه حسين ( ع ) به ما وارد شد ، عبد اللّه ناراحت شد و كفش را به طرف او ، پرتاب كرد و گفت : يا ابن اللخناء ! آيا دربارهى حسين ( ع ) اينچنين سخن مىگوئى ! به خدا قسم اگر در حضور آن حضرت بودم هرگز از او جدا نمىشدم تا به شهادت برسم . به خدا سوگند من در راه حسين ( ع ) از زندگى فرزندانم چشم فرو بستم ، شهادت ايشان در ركاب حسين ( ع ) مصيبت مرا آسان مىكند ، ايشان با برادرم و عموزادهام مواسات كردند صبر و پايدارى به خرج دادند و به شهادت رسيدند ، سپس رو به حاضرين كرد و گفت : حمد و سپاس خداى را كه با شهادت حسين ( ع ) ما را گرامى داشت ، اگر من شخصا توفيق مساعدت و يارى حسين ( ع ) را نيافتم خوشبختم با تقديم پسرانم او را يارى كردم .
سروى مىنويسد : عبد اللّه بن جعفر به ميدان تاخت و رجز مىخواند و شمشير مىزد سى سوار و هيجده نفر پياده نظام را به قتل رساند ، عبد اللّه بن قطنه الطائى البنهانى شمشير بر او فرود آورد و به شهادتش رساند . سليمان بن قتة الطائى در مرثيهاى درباره حسين ( ع ) سروده است . . .
أيا عينى جودى بعبرة و عويل * و اندبى ان بكيت آل رسول
ستّة كلّهم ليصلب على * قد أصيبوا و سعبة لعقيل
و اندبى ان ندبت عونا أخاهم * ليس فيما ينوبهم بخذول
فلعمرى لقد اصيب ذو و القربى * فابك على المصاب الطويل
* * *
12 - محمد بن عبد اللّه بن جعفر بن أبي طالب ( ع )
: مادرش خوصاء دختر حفصة بن ثقيف بن ربيع بن عائذ بن ثعلبة بن عكاية بن صعب بن على بن بكر بن وائل مىباشد مادر خوصاء : هند دختر سالم بن عبد العزيز بن محروم بن سنان بن مولة بن عامر بن مالك بن تيم اللّات بن ثعلبه است ، مادر هند : ميمونة دختر بشر بن عمرو بن حارث بن ذهل بن شيبان بن ثعلبة بن الحصين بن عكاية بن صعب بن على است .
سروى مىگويد : محمد پيش از عون به كارزار پرداخت ، به ميدان رفت رجز خواند ده نفر را به هلاكت رساند ، دسته جمعى به او حمله كردند و عامر بن نهشل حميمى او را به شهادت رساند سليمان بن قته در قصيدهء خود به شهادت وى اشاره كرده است . و مىگويد :