تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
مسلم را خواست و با قيس بن مسهّر و عبد الرحمن بن عبد اللّه با جمعى از فرستادگان مردم كوفه ، او را به كوفه فرستاد ، و دستور داد تقوى را رعايت كند ، اسرار را حفظ نمايد و مهربانى و عطوفت داشته باشد . اگر مردم را متّحد و متّفق يافت فورا جريان را خبر دهد و به مردم كوفه نوشت : « أمّا بعد . برادرم ، عموزاده‌ام ، فرد مورد وثوق و اطمينان از نزديكانم ، مسلم بن عقيل را بسوى شما فرستادم ، دستور داده‌ام اگر شما را متّحد ببيند جريان را بنويسد ، به جانم سوگند امام و پيشوا كسى است كه حق را به ياد آورد . . . » مسلم اواخر ماه رمضان از مكّه حركت كرد ، به مدينه آمد ، در مسجد رسول خدا نماز گذارد و با خانواده‌اش وداع نموده و حركت كرد ، دو نفر راهنما از قبيلهء قيس را با خود همراه برد ، راهنمايان راه را گم كردند و از شدّت تشنگى به هلاكت رسيدند ، مسلم و همراهان بالأخره خود را به آب رساندند - راهنمايان ، راه را نشان داده بودند - مسلم نامه‌اى به حسين ( ع ) نوشت و با قيس از مضيّق حومه خبث فرستاد : « امّا بعد ، از مدينه حركت كردم و دو نفر راهنما با خود برداشتم ، آنان راه را گم كردند و از شدّت تشنگى به هلاكت رسيدند ، وقتى ما به آب رسيديم كه آخرين لحظات زندگى بود ، نفس ما به جان آمده بود ، از اينرو اين سفر را به فال بد گرفتم » حسين ( ع ) در جواب نوشت : « امّا بعد مىترسم كه تو را چيز ديگرى بر اين امر وادار كرده باشد به مأموريّتى كه ترا جهت آن فرستاده‌ام ادامه بده ، و السّلام » . مسلم به سفر خود ادامه داد تا به آبى كه متعلّق به قبيله « طىّ » بود رسيد در آنجا فرود آمد ، سپس از آنجا حركت كرد به مردى برخورد كه آهوئى را هدف قرار داده بود تير او به آهو اصابت كرد و افتاد ، مسلم اين برخورد را به فال نيك گرفت و گفت : دشمن ما كشته خواهد شد . مسلم با سرعت طىّ مسافت مىكرد تا به كوفه رسيد و بر مختار بن ابى عبيدهء ثقفى وارد شد شيعيان نزد او جمع شدند ، مسلم نامهء حسين ( ع ) را براى ايشان خواند . آنان گريه سردادند و سخنورانى مانند : عباس شاكرى ، حبيب اسدى . . . خطابه ايراد كردند ، خبر به نعمان بن بشير انصارى فرماندار يزيد در كوفه رسيد نعمان براى مردم سخنرانى كرد و آنان را از سرپيچى يزيد بر حذر داشت و به نرمى با مردم سخن گفت : عبد اللّه بن مسلم بن سعيد حضرمى كه از طرفداران بنى اميّه بود برخاست و بر روش مسالمت‌آميز نعمان ، اعتراض كرد و با خشم و غضب بيرون رفت و عمارة بن عقبة به يزيد نوشت كه روش نعمان چنين و چنان است و او
تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 80 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي / فضيل الكوفي / محمد السماوي / شيخ عباس القمي