« اللّهم أمسك عليهم قطر السماء ، و امنعهم بركات الأرض ، اللّهم فان متّعتهم الى حين ففرّقهم بددا ، و اجعلهم قددا ، و لا ترض الولاة عنهم أبدا ، فإنّهم دعونا لينصرونا ثم عدوا علينا فقتلونا »
خدايا ! قطرات آسمان را بر آنها امساك دار ! و بركات زمين را بر آنان ممنوع ساز .
خدايا ! اگر آنان را تا مدّتى در روى زمين كامياب و بهرهمند ساختى پس آنان را پراكنده ساز و راههاى زندگى آنان را متفرّق و متشتت نما واليان و زمامداران را ( كه آنان براى جلب رضايت و خشنودىشان مرتكب اينهمه جنايت مىگردند ) همواره از آنان ناراضى ساز آنان ما را خوانده بودند تا به كمك ما بشتابند ولى بر ما ظلم و دشمنى روا داشتند به حدّى كه بر قتل ما قيام ورزيدند . ابو الفرج گفته است : « قاتل عبد اللّه ( ع ) حرملة بن كاهل اسدى بود .
* * *
11 - عون بن عبد اللّه بن جعفر بن أبي طالب ( ع )
: عون مادرش زينب كبرى دختر امير المؤمنين ( ع ) است و مادر زينب فاطمه زهرا دختر رسول اللّه ( صلوات اللّه ) عليهم مىباشد .
مورّخين نوشتهاند : هنگامى كه حسين ( ع ) از مكه خارج مىشد عبد اللّه بن جعفر نامهاى از مدينه به حضرت نوشت كه از سفرى كه در پيش دارد برگردد ، نامه را به وسيله عون و محمد فرزندان خود به حضور امام ( ع ) فرستاد ، ايشان در وادى العقيق خدمت حضرت رسيدند - وادى العقيق نرسيده به حدود و نواحى مدينه است - سپس عبد اللّه نزد عمرو بن سعيد بن العاص فرماندار مدينه رفت و درخواست اماننامه براى حسين ( ع ) نمود ، عمرو بن سعيد اماننامه نوشت و وسيلهء برادرش يحيى فرستاد عبد اللّه به اتّفاق يحيى حركت كردند در ذات عرق به حسين ( ع ) رسيدند و خط را به امام ( ع ) ارائه دادند حضرت از آنها نپذيرفت و فرمود : رسول خدا ( ص ) را در خواب ديدم مرا امر به ادامهء سفر داده است من به راهى كه رسول اللّه ( ص ) امر فرموده است ادامه خواهم داد . جواب نامه عمرو بن سعيد را نوشت و ايشان از حضرت جدا شدند و برگشتند عبد اللّه پسرانش را به حسين ( ع ) سپرد ولى خودش عذر خواهى كرد و به همراه حضرت حركت نكرد .
مىنويسند : وقتى خبر شهادت حسين ( ع ) و فرزندان عبد اللّه به مدينه رسيد عبد اللّه بن