برادرت هستى آيا مىخواهى كه بنى هاشم بيشتر از خونبهاى مسلم را از تو مطالبه كنند ؟
سپس فرمود : « لا و اللّه لا اعطيكم بيدى إعطاء الذّليل ، و لا افرّ فرار العبيد « 1 » ، يا عباد اللّه إنّى عذت بربّى و ربّكم ان ترجمون . أعوذ بربّى و ربّكم من كل متكبّر لا يؤمن بيوم الحساب »
« نه به خدا سوگند هرگز دست ذلّت بسوى شما دراز نخواهم كرد و هرگز مانند بردگان از پيش شما فرار نخواهم كرد . اى بندگان خدا اگر عزم آزار و سنگافكنى داريد من به پروردگار خويش و شما پناه مىبرم از شرّ هر متكبّرى كه روز جزا و حساب را باور ندارد . » حضرت شترش را خواباند عقبة بن سمعان پاهاى شتر را بست سپاه به جنبش درآمد اسبها را به حركت درآوردند حضرت « مرتجز » اسب مخصوص رسول خدا ( ص ) و عمامه و زره و شمشير آن حضرت را خواست ، اسب را سوار و لباس رسول خدا ( ص ) بر تن نمود و در مقابل سپاه ابن سعد ايستاد و آنان را دعوت به سكوت فرمود ولى آنان سكوت نكردند سپس يكديگر را بر اين عمل زشت ، سرزنش كرده و ساكت گشتند پس حضرت خطابهاى را ايراد كرد و خدا را حمد و سپاس گفت دربارهء مطالبى كه مىخواست اظهار نمايد آنان را سوگند داد كه پاسخ درستى بدهند خود را معرّفى كرد فرمايش جدّش رسول خدا را دربارهء خويش يادآورى نمود ، پرسيد آيا اين اسب و عمامه و شمشير از رسول خدا ( ص ) نيست ؟ پاسخ دادند چرا ، پرسيد چرا مرا مىكشيد ؟
گفتند براى اجراى دستور امير ، دوباره خطابه ايراد كرد و فرمود : « تبّا لكم أيّتها الجماعة و ترحا ، حين استصرختمونا والهين ، فأصرخناكم موجفين سللتم علينا سيفا لنا فى ايمانكم ، و حششتم علينا نارا اقتدحناها على عدوّنا و عدوّكم فأصبحتم ألبا لاعدائكم على اوليائكم ، به غير عدل أفشوه فيكم و لا امل أصبح لكم فيهم فهلّا لكم الويلات تركتمونا و السيف مشيّم و الجاش طامن و الرّاى لما يستحصف و لكن اسرعتم اليها كطيرة الدباء و تداعيتم اليها كتهافت الفراش ؟ فسحقا لكم يا عبيد الأمة « 2 » و شذاذ الأحزاب و نبذة
هامش
مكر و خيانت هستى كه مىخواهى مانند او در مورد من هم غدر و مكر داشته باشى .
( 1 ) - فرار العبيد : يعنى به صورت خوار و ذليلى كه دست بيعت ، به شما بدهد ، نيستم .
( 2 ) - عبيد الأمة : با تخفيف ميم منظور كنيز و جاريه است مأخوذ از قول رسول خدا ( صلى اللّه عليه و آله و سلم )