تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
على اكبر ( ع ) مؤلّف گويد : چون شرح حال و تفصيل قتال حضرت على اكبر ( ع ) در كتاب « نفس المهموم » به تفصيل ذكر نموده‌ام در اينجا به ذكر كوتاه سخن اكتفاء مىنمايم : « على بن الحسين ( عليهما السلام ) از زيبارخسارترين افراد و از شبيه‌ترين مردم از نظر خلقت ، خلق و خوى و منطق به پيامبر اسلام ( ص ) بودند او در دامن تربيت عمويش امام حسن ( ع ) و پدرش امام حسين ( ع ) تربيت يافت و با آداب و اخلاق و رفتار آنان بار آمد آنچنان كه به اين امر گواهى و شهادت مىدهد آنچه در زيارتنامهء معتبر و منقول در كافى و تهذيب آمده است كه گويد : « السّلام عليك يا بن الحسن و الحسين ( ع ) » هنگامى كه در روز عاشورا در محضر پدرش جز او از خاندان امامت كس ديگرى از اصحاب و ياران باقى نماند نفس شجاع و روحيّه تسليم‌ناپذير او را واداشت كه به رودرروئى اهل ضلالت قيام ورزد و حكميّت و غيرت هاشمىاش او را تحريك نمود كه به گرفتن ارواح اهل ضلالت و بطلان ، برخيزد پس در حالى كه مأيوس از زندگى و حيات بود به سوى آنان رخت بركشيد او به ميدان رفت در حالى كه پدرش به حال يأس و نوميدى به او ، مىنگريست چشمانش گريان و قلبش سوزان بود ولى درد دل را فقط به خداوند متعال اظهار مىداشت در برخى از مقاتل معتبره آمده است كه امام ( ع ) محاسن خود را به سمت آسمان گرفت زبان حالش با خداى متعال اين بود خدايا ! مصيبت دردناك و حادثهء بزرگى به من رسيده است درد و اندوه خود را فقط به شما شكايت مىكنم » به دست گرفتن محاسن خود نشانى از كثرت همّ و اندوه مىباشد آنچنان كه شيخ ما رئيس و شيخ محدّثين ابو جعفر ابن بابويه قمى گفته‌اند « 1 » على اكبر به قوم حمله نمود و مىگفت :
هامش
( 1 ) - بر اساس تحقيقات محقّق ارزشمند مرحوم سيد عبد الرزاق مقرّم على اكبر ( ع ) در يازدهم شعبان المعظم سال 33 متولّد گرديده است ( على اكبر ص 12 ) او در سيرت و صورت شبيه‌ترين مردم به خاتم پيامبران ( ص ) بود و از جهت صولت و هيبت در ميدان نبرد يادآور پيكارهاى جدّش حيدر كرّار بود ( البداية و النهاية ج 9 ص