حركت آمده بود . او مىگفت جز من او كفيل و پاسخگوئى ندارد اين امر به عهده من است كه وفا نمايم او مىرفت كه مبارز بطلبيد آنچنان كه شكمباريكان به سوى مرتفع خود رهسپار مىگردند على ( ع ) با شمشير مشرفى به سوى عمرو شتافت و ضربتى نواخت كه ساق پاى او را قطع نمود تا روز حشر صداى آن شمشير به گوش جهانيان مىرسد و چه بسا او شمشيرهائى داشته است داراى كرامتها و بركاتى بود كه اجر و پاداش آن با وزن دو جهان هموزن مىباشد .
اين مورد يكى از آن بزرگواريهاى عالى او بود و بر همين معيار ، ديگر بزرگواريها برابر آن قياس بنما .
ياران و اصحاب ابا عبد اللّه الحسين ( ع ) بىشك و ترديد در بين حوزهء ياران و هواداران هر شخصيّتى در جهان ، باوفاتر ، پايدارتر و باصلابتتر از ياران ابا عبد اللّه ( ع ) يار و صحابهاى در طول تاريخ اسلام سراغ نداريم اصحاب و ياران امام ( ع ) سادات و سروران شهيدان در روز قيامت هستند آنان خشنودان از خدا و خداوند هم راضى و خشنود از آنان مىباشد ، پيامبر عاليقدر اسلام ( ص ) در موقع إخبار از شهادت ابا عبد اللّه ( ع ) از پايدارى و مقام و جلالت آنان نيز خبر داده است جائى كه فرموده است : « او ( حسين ( ع ) ) در آن روز در ميان جمعى از هواخواهان خواهد بود كه همانند ستارگان آسمانى هستند كه به سوى شهادت گام مىسپرند و جان خود را هديه مىدهند و من هم اكنون همانند آن هستم كه به اردوگاه آنان و به جايگاه نقل و انتقال تربت و خاك پاك آنان ، نظاره و تماشا مىكنم » .
ابن عبّاس در آن شبى كه ابا عبد اللّه ( ع ) به شهادت رسيده بود پيامبر خدا را در خواب ديد در حالى كه در دست خويش ظرف و شيشهاى قرار داشت كه خونها را در آن جمع مىكرد عرض كرد اى رسول خدا ! اين شيشه چيست و براى چيست ؟ رسول خدا ( ص ) فرمود اين خونهاى حسين ( ع ) و أصحاب و ياران او مىباشد كه مىخواهم به سوى پروردگار متعال بالا ببرم .
أم السّلمه هم او را در خواب بسيار پريشان و محزون ديد عرض كرد اى رسول خدا چرا تو را اين گونه ناراحت و پريشان مىبينم ؟ فرمود از ديشب تا حال در حال حفر قبور و كندن مدفن جهت دفن حسين ( ع ) و ياران او بودهام .
ميثم تمّار « 1 » به جبله مكّى فرمود بدان حسين سيّد و آقاى شهيدان در روز قيامت مىباشد . فى أصحاب و ياران او نيز درجه بالاترى نسبت به ساير شهدا دارند .
هامش
( 1 ) - ميثم تمّار ، از خواصّ اصحاب امير المؤمنين ( ع ) و يكى از اصحاب راز آن بزرگوار مىباشد و علم فراوان و دانش خاصّ از باب مدينه علم نبى ( ص ) فرا گرفت به حدّى كه ابن عباس كه تلميذ امير المؤمنين و حبر و دانشمند أمّت لقب گرفته است او را ربّانى أمّت مىگفت او به ابن عبّاس مىگفت : يا بن عبّاس سؤال كن از من از تفسير قرآن هر آنچه را كه من بر امير المؤمنين قرائت كردم تنزيل قرآن را و تأويل آن را ابن عبّاس نيز استنكاف نورزيد دوات و كاغذ طلبيد و بيانات او را نوشت او يكى از زهّاد و پارسايان واقعى صدر اسلام و از كسانى بود كه پوست بدنشان ، از عبادت و رياضت در بدنشان خشكيده بود .
( مؤلف ( ره ) )