[ جنگ حنين ] : روايت شده است : در جنگ حنين همان جنگى كه اصحاب و ياران رسول خدا ( ص ) غافلگير شدند و همگى رو به فرار نهادند على ( ع ) ايستاد و از خود مقاومت نشان داد و همراه او جمعى از بنى هاشم بودند او در اين جنگ چهل تن از نامآوران قريش را كشت و همه را از ناحيهء بينى تا عورت دو نيمه ساخت ضربات او نوآور و بكر بود با هر كدام از ضربتها يك نفر را مىكشت و نيازى به تكرار ضرب در مرحله دوم نبود .
[ جنگ خيبر ] : در جنگ خيبر ضربتى به سر مرحب كافر نواخت كه عمامه و كلاهخود و سر را پاره نمود تا به حلقوم او رسيد و هر چه زره داشت آن را نيز دو نيمه ساخت تا آنكه مرحب را دو نيمه نمود و به زمين افكند سپس به هفتاد تن از پهلوانان خيبر حمله برد آنان را نيز پراكنده و متفرّق ساخت به حدّى كه هر دو گروه ، از كار شجاعانهى او به حيرت افتادند .
[ جنگ أحد ] : او در جنگ احد پهلوان نامى « صواب » را بريد و دو نيمه ساخت در حالى كه او مرد شجاع و مشهور به صلابت بود او را دو نيمه كرد به حدى كه دو پا و ران او روى زمين بلند مانده بود مسلمانان به كيفيّت ايستادن او مىنگريستند و مىخنديدند سيّد حميرى شاعر اهل بيت ( ع ) در توصيف محاربه و جنگ او گويد :
« هنگامى كه جنگ آغاز مىگردد و سرنيزهها به همديگر اختلاط پيدا مىكردند بزرگمردان و عاقلان متحيّر مىمانند او به سوى حريف خود گام برمىدارد در حالى كه در دست او شمشير برّان و درخشان و صيقل زده قرار دارد او در بين پهلوانان گام مىزند و همانند شكارچى شكار خود را از بين شيران جنگل انتخاب مىنمايد » .
مؤلّف گويد : من وقتى اين سرودههاى سيد حميرى را قرائت مىكنم فورا به ياد آن سخنان مىافتم كه نصر بن مزاحم در كتاب صفّين از زيد بن وهب روايت نموده است كه روزى على ( ع ) همراه فرزندان خود حركت مىنمود و در كنار او تنها ربيعه بود و من مىديدم كه تيرها از گردن ، شانهء او عبور مىنمود
تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 197
مساهمون: عبد الرحيم عقيقي بخشايشي
ص١٩٧