تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
يوسف در پاسخ آنان گفت : شما از اين نظر ناراحت نشويد دعوت من بر اساس حكمتى است كه بازگو مىكنم و آن اين است كه اهل مصر هر چند اكنون من مالك و حكمران آنان هستم ولى باز آنان مرا به آن چشم نخستين تماشا مىكنند و مىگويند : منزّه است آن خدائى كه بنده‌اى را كه به بيست درهم خريدارى شده بود به چنين مقام و جايگاهى رساند ولى اكنون با آمدن شما ، من شرف و اعتبارى پيدا نمودم و در چشم مردم بزرگ شدم چون مردم كاملا دانستند كه شماها برادران من هستيد و من از نوادگان ابراهيم خليل الرّحمن ( ع ) هستم ( بىكس و بىياور نيستم ) . داستان فرزندان أخزم در مورد شاميان نيز كاملا صدق مىكند چون آنان نيز اين اهانت و بىحرمتىها را از نياكان خود ياد گرفته بودند چون معاويه بدعت زشت را در ميان آنان متداول ساخت آنان در اثر تبليغات معاويه به صورت آشكار و علنى امير المؤمنين ( ع ) را بالاى منابر سبّ نموده و كلمات ناهنجارى پشت سر او به او مىگفتند . در اين مورد روايت شده است هنگامى كه به على ( ع ) رسيد كه معاويه با صد هزار نفر آمادهء كارزار مىباشد . على ( ع ) پرسيد با كدام قوم و جمعيّت ؟ به عرض رساندند با مردم شام : حضرت فرمودند نگوئيد : اهل شام بلكه بگوئيد اهل مشوم ( مردم چون آنان افرادى بودند كه با لسان داود ( ع ) مورد لعن قرار گرفته‌اند پس ميان آن مردم ميمونها و خوكها قرار داده شد . و امام باقر ( ع ) نيز فرمود : « سرزمين شام چه قدر خوب و زيبا است ولى چه بد مردمى دارد ! ؟ » روايت نصر بن مزاحم : نصر بن مزاحم روايتگر داستان صفّين ، نقل مىكند در معركهء صفّين مردى از أهل شام به ميدان آمد و مبارز طلبيد فردى از اصحاب و ياران على ( ع ) به سراغ او رفت و لحظاتى مشغول زد و خورد شدند مبارز عراقى بر پاى مرد شامى كوبيد و آن را قطع نمود سپس شمشيرى به دست او كوبيد و آن را نيز قطع كرد پس مرد شامى با دست چپ خود ، شمشيرش را به طرف شاميان افكند و به آنان گفت : مردم شام ! از اين شمشير مواظبت كنيد به وسيله آن به سراغ دشمنانتان برويد مردم شام : آن شمشير را گرفتند و اين خبر به معاويه رسيد دستور داد آن شمشير را از اولياى مقتول به چندين برابر قيمت اصلى آن ، يعنى 000 / 10 دينار ، خريدارى نمودند .