تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
مشاهير افراد دلير و حامى حقايق بود و در كتب مغازى و حروب از او و پدرش نام برده شده . ابن كلبى گفته : بشر بن ربيعه خثعمى صاحب منطقه‌اى در كوفه بود كه به آن جبانة بشر مىگفتند . . . و پسرش عبد اللّه از كسانى بود كه با قشون ابن سعد حركت كرد و سپس با گروهى پيش از اشتغال آتش جنگ ، به طرف حسين ( ع ) رفت و بنا به نقل صاحب الحدائق و ديگران ، پيش از ظهر در حمله نخست به شهادت رسيد . * * *

68 - يزيد بن زياد بن مهاصر ابو الشعشاء كندى بهدلى « 1 »

: يزيد مردى شريف ، دلير و جسور بود و پيش از ملاقات حسين ( ع ) با حرّ ، از كوفه به سوى آن حضرت رفت . ابو مخنف گفته : هنگامى كه حرّ در رابطه با حسين ( ع ) با ابن زياد مكاتبه كرد و قشون حرّ با لشكر حسين ( ع ) دو به دو حركت مىكرد ، فرستاده ابن زياد ( مالك بن نسر بنى كندى ) پيش حرّ آمد و حرّ او و نامه را به حضور حسين ( ع ) آورد . قاصد متوجّه يزيد بن زياد شد و يزيد از او پرسيد : تو مالك بن نسر هستى ؟ گفت : بلى . يزيد به او گفت : مادرت به عزايت بنشيند ، چه آورده‌اى ؟ گفت : انجام وظيفه كرده و به بيعت خودم نسبت به يزيد و ابن زياد وفا كرده‌ام . يزيد به او گفت : مرتكب معصيت شده‌اى و در هلاكت خود گام برداشته‌اى و جز عار و نار عايد تو نخواهد شد . مگر كلام خدا را نشنيده‌اى كه فرموده : برخى از امامان دعوت به دوزخ مىكنند . . . مالك جواب نامناسبى داد . ابو مخنف روايت كرده : ابو الشعشاء ، سواره مىجنگيد و چون اسبش پى شد ، دو زانو در محضر امام نشست و يكصد تير انداخت و چون تيرانداز زبردستى بود تنها پنج تيرش به خطا رفت و امام مىفرمود : خدايا ! تيرش را به هدف برسان و بهشت را پاداش او قرار ده . چون تيرهايش تمام شد از جايش بلند شد و گفت : تنها پنج عدد به هدف اصابت نكرد و سپس با شمشير به دشمن حمله كرد و مشغول جنگيدن بود تا اينكه به درجهء رفيعهء شهادت نايل گشت . * * *
هامش
( 1 ) - شاخه‌ايست از قبيله كنده . كنديها يعنى افرادى كه از قبيله كندى بوده‌اند .