تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) لفضيل الاسدى الكوفي / إبصار العين في أنصار الحسين ( ع ) للشيخ محمد السماوي / نفثة المصدور فيما يتجدّد به حزن يوم العاشور لشيخ عبّاس قمّى ) ( سه مقتل گويا در حماسهء عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
به پاشنه‌هايش مىشاشيد ) با تو نيستم زيرا تو حيوانى ، به خدا گمان نمىكنم دو آيه از قرآن را به خوبى بلد باشى و عمل كنى . تو بايستى منتظر خوارى و عذاب دردناك روز قيامت باشى . شمر به او گفت : خدا تو و امامت را تا يك لحظه ديگر خواهد كشت . زهير گفت : آيا مرا از مرگ مىترسانى ؟ به خدا مرگ برايم محبوب‌تر است از ماندن با شماها . ( راوى گويد ) سپس به سوى مردم رفت و بر آنان فرياد زد ، اى مردم ! اين نوع اراذل و اوباش شما را نسبت به دين‌تان بىتوجّه نكند . به خدا سوگند شفاعت محمد ( ص ) به قاتلين ذريّه و اهل بيت و قاتلين ياران و مدافعين او نمىرسد . ( راوى گويد ) مردى از پشت سر او را صدا كرد و گفت : اى زهير ! همانا ابو عبد اللّه تو را مىخواهد و مىگويد : به جانم سوگند مانند مؤمن آل فرعون برايشان خيرخواهى كردى و حق را به آنان رساندى ( اگر نصيحت و ابلاغ حق سودى داشته باشد ) ، پس زهير به سوى آنان برگشت ، ابو مخنف روايت مىكند از حميد بن مسلم كه : شمر به طرف خيمه‌هاى حسين ( ع ) با سرنيزه‌اش حمله برد و چادرها را پاره كرد و گفت : آتش بياوريد تا اينها را با سكنه‌اش بسوزانم . زنان شيون كردند و از خيمه‌ها بيرون ريختند و حسين ( ع ) فرياد زد : اى پسر ذى الجوشن ! تو آتش مىخواهى تا خانه و خانواده مرا بسوزانى ؟ خدا تو را در آتش بسوزاند . در همين موقع زهير بن قين با ده نفر از يارانش به شمر و ياران او حمله كرد و آنان را از خيمه‌ها دور ساخت و ابو عزّه خبابى از ياران و نزديكان شمر را به قتل رساند و ياران زهير نيز بر سر آنان ريختند و بسيارى از آنان را كشتند و زهير جان سالم بدر برد . ابو مخنف گويد : بعد از كشته شدن حبيب ، آتش جنگ شعله‌ورتر شد و زهير و حرّ جنگ شديدى كردند و چون يكى حمله مىكرد و در محاصره قرار مىگرفت ديگرى حمله مىكرد و او را خلاص مىكرد تا اينكه حر كشته شد و امام ( ع ) نماز خوف خواند و از نماز فارغ گشت . زهير قدم پيش گذاشت و جنگى كرد كه مانند آن ديده نشده است و مثلش شنيده نشده است ، سپس برگشت و در حضور امام ( ع ) ايستاد و چيزى گفت كه مشعر بر توديع از امام ( ع ) بود و برگشت و مشغول جنگ شد تا اينكه كثير بن عبد اللّه شعبى و مهاجرين اوس تميمى به او حمله كردند و او را به شهادت رساندند . سروى در مناقب گفته : چون زهير كشته شد حسين ( ع ) بر بالاى سرش آمد و گفت : اى زهير از رحمت خدا دور نباشى و خدا قاتل تو را لعنت كند مانند لعن كسانى كه به ميمون‌ها و خنزيرها مبدّل شدند .