65 - سلمان بن مضارب بن قيس انمارى بجلى
سلمان پسر عم نزديك زهير بود زيرا قين و مضارب فرزند قيس بودند و سلمان به سال 60 ه ق با پسر عمّش به مكه رفته بود و با هدايت يافتن زهير او هم جزو ياران حسين ( ع ) شد . صاحب الحدائق گفته است كه : سلمان با چند نفر ديگر بعد از نماز ظهر و گويا پيش از زهير به شهادت رسيد .
* * *
66 - سويد بن عمرو بن ابى المطاع انمارى خثعمى :
بنا به نقل طبرى و داودى ، سويد بزرگ ، شريف ، عابد ، دلير و صاحب تجربه در جنگها بود . ابو مخنف گفته است : ضحّاك بن عبد اللّه مشرقى به خدمت حسين ( ع ) آمد و سلام كرد ، حضرت او را به كمك دعوت كرد و او گفت : ما به شما كمك مىكنيم تا آن لحظه كه ياران و انصار داشته باشى ، حضرت اين شرط را پذيرفت . ساعتى رسيد كه ابن سعد به تيراندازان دستور تيراندازى داد ، تيراندازان شروع به تيراندازى كرده و اسبهاى ياران حضرت را پى كردند ولى ضحّاك اسبش را در خيمهاى پنهان كرد و متوجّه شد كه از ياران حسين ( ع ) جز سويد و بشر بن عمرو حضرمى باقى نمانده است و لذا از حسين ( ع ) اذن خواست كه از جنگ كنار بكشد حضرت فرمود : با چه وسيلهاى مىروى ؟ ضحّاك گفت :
اسبم را مخفى كرده بودم و آسيب نديده ، سوارش مىشوم و از معركه مىروم . حضرت فرمود : خود دانى . پس سوار شد و بعد از مقدارى معطّلى نجات يافت . مورخين گفتهاند : بشر حضرمى كشته شد و سويد قدم پيش گذاشت و جنگيد تا بدنش پر از جراحت شد و به رو افتاد و دشمن گمان كرد كه كشته شد . چون حضرت ، به شهادت رسيد ، سويد خبر شهادت امام را شنيد و با چاقوئى كه پنهان كرده بود به دشمن حمله كرد و ساعتى با آنان جنگيد تا اينكه دشمن متوجّه او شد و به دست عروة بن بكّار تغلبى و زيد بن ورقاء جهنى ، به شهادت رسيد .
* * *
67 - عبد اللّه بن بشر خثعمى :
عبد اللّه بن بشر بن ربيعة بن عمرو بن منارة بن قمير بن عامر بن رائسة بن مالك بن واهب بن جليحه بن كلب بن ربيعة بن عفرس بن خلف بن اقبل بن أنمار انمارى خثعمى ، از