32 - سعد غلام عمرو بن خالد اسدى صيداوى
سعد مردى بزرگوار ، محترم و بلند همّت بود كه همراه مولايش به ياران حسين ( ع ) ملحق شد و به نحوى كه قبلا بيان گرديد ، جنگيد تا به شهادت رسيد .
* * *
33 - ابو موسى موقّع « 1 »
بن ثمامه « 2 » اسدى صيداوى
موقّع از كسانى است كه در كربلا شبانه با عدهاى به خدمت امام ( ع ) رسيد . ابو مخنف گفته است : موقّع ، به زمين افتاد ، قوم و قبيلهاش او را نجات دادند و به كوفه منتقلش كردند و پنهانش نمودند كه خبر به ابن زياد رسيد و كسى را مأمور قتل او كرد ولى با شفاعت جماعتى از بنى اسد از قتل او صرف نظر كرد و با غل و زنجير به « زاره » « 3 » تبعيدش نمود كه در اثر جراحات وارده و بيمارى بعد از يك سال ، زندگى را بدرود گفت .
* * *
در شهداى آل همدان و مواليان
34 - ابو ثمامه عمرو صائدى
عمرو بن عبد اللّه بن كعب صاعد بن شرحبيل بن شراحيل بن عمرو بن جشم بن حاشد بن جشم بن حيزون بن عوف بن همدان ابو ثمامه همدانى صائدى تابعى ، او از دليران عرب و بزرگان شيعه بود كه در جنگهاى حضرت على ( ع ) شركت داشت و بعد از آن حضرت در خدمت امام حسن ( ع ) بود كه مقيم كوفه شد و بعد از مرگ معاويه به حسين ( ع ) نامه نوشت و چون مسلم ( رض ) به كوفه آمد همراه او قيام كرد و به دستور مسلم از شيعيان كمك مالى جمعآورى مىكرد و اسلحه مىخريد و در اين كار كارشناس و صاحب نظر بود . و چون ابن زياد وارد كوفه شد و شيعيان به مخالفت او برخاستند ، مسلم او را با عدّهاى
هامش
( 1 ) - موقّع بر وزن معظّم .
( 2 ) - با ثاء مضمونه و ميم مخففه .
( 3 ) - اسم محلّى است در عمان كه زياد و پسرش تبعيديهاى كوفه و بصره را به آنجا اعزام مىكردند .