و آنچه مىرساند ، كه اگر فاطمه ، سزاى خود را براى بخشيده شدن به او ، نمىگرفت ، براى ميراث بردنش از پيمبر ، بايد داراى آن مىگرديد ، گفتار خداوند برتر از همه است ، كه فرمود :
« يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ »
« 1 » خداوند دربارهء فرزندانتان به شما سفارش مىكند ، كه نرها را به مانند بهرهء دو ماده بدهيد . و گفتار ديگر خداوند برتر از همه است ، كه فرموده :
« لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ »
« 2 » مردان از آنچه پدر و مادر جا گذاشتهاند ، بهره دارند ، زنان هم از آنچه پدر و مادر جا گذاشتهاند ، بهره مىبرند .
و فاطمه - درود بر او بادا - از زنان بود ، و از فرزندان بود ، و آيه همگانى است ، و همهء زنان و فرزندان را فرا مىگيرد ، و روا نيست ، آيه را ويژگى داد ، مگر دليلى برنده و بىگمان ، در دست باشد . و آنچه از پيمبر - درود خداوند بر او بادا - آوردهاند ، كه گفت « نحن معاشر الانبياء لا نورث ، ما تركناه صدقه » ما گروه پيمبران ميراث نمىدهيم ، هرچه را جاى بگذاريم ، براى دادن به درويشان است . اين خبر را يكانهائى باشمار ، آوردهاند و جز ابو بكر ، ديگرى از پيمبر نياورده است ، و اين كه مىگويند ، او گروهى را گواه آورد ، سخنى نادرست است ؛ زيرا درخواست گواهى كردن روزگار عمر انجام گرديد ، و هنگامى بود ، كه عباس و امير مؤمنان - درود خداوند بر او بادا - با يكديگر كشمكش داشتند .
و چنانچه بپذيريم ، گواهان بر آن گواهى دادند ، از اين كه يكانهائى باشمار ، اين خبر را از پيمبر آورده باشند ، بيرون نمىرود ؛ و دانا شدن بىگمان از آن بدست نمىآيد ؛ و پيش ما ويژگى دادن لفظى كه فراگير همهء افراد است ، با رسيدن خبرى كه شايد راست باشد ، روا نخواهد بود . و اين سخن را در كتاب عده در اصول فقه ، آشكار كردهايم .
هامش
( 1 ) نساء - 11
( 2 ) نساء - 7