نيست كه بايد به او واگذار كنند .
اگر دومى را بگويند ، او بلندپايهتر از اين است ، كه خواهان واگذاردن چيزى به او شود و بداند ، بايد آن را از او جلوگيرى كنند ، با اين كه شوهرش فرمانهاى شرع را از همه بهتر دريافت كرده بود ؛ و به اين داناتر بود كه بايد آگاهى خود را دسترس او بگذارد . و چنانچه نخست را بگويند ، همان درست است ، و كسى كه از اين سخن ما پيشگيرى كند ياوهگو مىباشد .
و كسى نمىتواند بگويد : بر او پوشيدهكارى شد كه باور داشت ، آنچه را خواهانى مىكند بايد از او بپذيرند ، هرچند به راستى نبايد از او بپذيرند .
اين سخن از آن روى ناگفتنى است ، كه در مانند چنين كارى پوشيدهكارى نمىآيد ؛ زيرا همهكس مىداند ، خود خواهانى كردن چيزى بدون همراه داشتن آگاهى از آن و با نداشتن گواه بر آن ، چنين فراهم نمىكند كه بايد آنچه را خواهانى مىكند ، به او واگذارند و سخنش را بپذيرند .
و اگر اين پوشيدهكارى ، برايش روى مىداد ، براى امير مؤمنان كه از همهء مردم داناتر بود . روا نبود چنين پوشيدهكارى پيش بيايد . و براى او روا نبود ، خواهانى كردن فدك را دسترس او بگذارد ، و براى فاطمه - درود بر او بادا - روا نبود ، بدون فرمان دادن امير مؤمنان ، و با نخواستن او براى خواهانى كردنش به پا خيزد و بيرون برود .
و كسى كه مىگويد : پس از گواهى دادن كسانى كه گواهش بودند ، او روا دانست ، ديگران را يادآورى كند ، تا برايش گواهى دروغ بدهند .
سخن اين گوينده نادرست است ؛ زيرا براى كسى كه در دورى كردن از ناپسنديدهها و خود را نگهداشتن از كارهاى ناشايسته به مانند او باشد ، در ميان انبوه مردم خود را دستخوش انديشهء ناروا و بدگمانى نمىگذارد ، و روا نمىداند ، كارى از او سر بزند و چيزى را خواهانى كند كه هيچ نشانى براى درست بودنش ، در دست نيست ؛ و چنانچه بر او روا باشد ، بر امير مؤمنان - درود بر او بادا - روا نخواهد بود ، و بايد او فاطمه را از اين كار جلوگيرى كند .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 868
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٨٦٨