تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 836

مساهمون:

ص٨٣٦
كارزار مىكند ، و از سرزنش كردن هيچ كس نمىهراسد ، و چنانچه بخواهند ، آيهء نخست را در ابو بكر ببرند ، نادرستى آن را در كتاب تلخيص الشافى آشكار كرده‌ايم ، به اين كه گفته‌ايم ، صفت‌هائى كه در اين آيه ياد شده در ابو بكر نبوده است ؛ زيرا يكى از چيزهائى كه دانسته شده اين است كه او با مشركان بدسگالى نداشته ، و كسى از آنان را نكشته است ، و در جايگاه كسانى كه با آنان سختى و دليرى مىكرده‌اند ، نايستاده است . بلكه در جاهاى بسيارى گريخته است ، و چگونه مىشود چنين كسى به كارزار كردن با مشركان توصيف شده باشد ، و از ابن عباس و عمار بن ياسر - خداى از آنان خوشنود بادا - رسيده است ، كه اين آيه دربارهء مردم بصره فرود آمده است . پس اگر بگويند ، چنانچه در آيه شناساندن امام ، خواسته شده باشد ، بايد او همان هنگام امام باشد ، و اين سخن با آنچه همهء مسلمانان ، بر آن گرد آمده‌اند ناسازگار است . خواهيم گفت : ما آشكار كرديم ، از اين آيه بر مىآيد كه بايد از او فرمان‌برى مىكردند ، و او سزاوار به دست گرفتن كار فرمان دادن و بازداشتن مسلمانان از كارهائى كه بايد بكنند ، يا نكنند بود . و اين سزاوارى و شايستگى همان هنگام ، در او وجود داشت . پس نمىپذيريم همهء مسلمانان ، بر شايسته نبودن او در آن زمان گرد آمده باشند . بالاتر از آن چنانچه در آن هنگام پيش‌آمدهائى كه شده بود ، شايسته نبودنش را فراهم كرده باشد ، بايد پس از آن هم براى هميشه آن را فراهم كند ؛ و چون از آنچه همهء مسلمانان بر آن گرد آمده‌اند ، دانستيم روزگار زنده بودن پيمبر - بر او و خاندانش درود بادا - چيزى شايسته نبودنش را فراهم نكرده است ، پس از پيمبر نيز چيزى نبوده است ، كه آن را فراهم كند . و كسى كه آيه را به روزگار پس از عثمان مىبرد ، سخنش با آنچه همهء مسلمانان بر آن گرد آمده‌اند ، از درستى مىافتد ؛ زيرا هيچ كس آيه را به روزگار پس از عثمان نبرده است ؛ براى اين كه مردم دو دسته‌اند ، يكى مىگويد شايستگى امام بودنش ،