اين سخن از آن روى گفتنى نيست ، كه معنى راستين ركوع همان خم شدن ويژه در نماز است ، و فروتنى كردن را از روى مجاز ، به ركوع مانند كردهاند ، و بسا باشد ، زباندانان عرب ، جدائى ميان اين را آشكار گفته باشند . و لبيد كه كتاب « 1 » عين از او است ، در اينباره ، شعرى سروده است ، و مىگويد :
اخبر اخيار القرون التى مضت * ادب كانى كلما قمت راكع
از سرگذشتهائى ، كه در درازى زندگى ، براى گروههاى سپرى شده پيش آمده است ، آگاهى مىدهم . آهستهآهسته و نرمنرم مىروم ، و هرگاه بپاخيزم ، گوئى پشت خم ايستادهام .
اكنون كه ثابت شد ، معنى راستين ركوع كردن همين است ، روا نيست آن را به معنى ديگرى كه مجاز باشد ببريم . گردآورندهء كتاب جمهره مىگويد :
ركوعكننده كسى است كه بر روى مىافتد ؛ و ركوع كردن در نماز هم از همين معنى است .
اما اين كه مىگويند ، زكات دادن در ركوع ، از نماز مىكاهد ؛ زيرا كارى كه به نماز خواندن وابستگى ندارد ، از او سر مىزند ، سخنى بيهوده است ؛ زيرا اگر كار بسيار ، از او سر بزند ، چنين خواهد بود ، و كار كم بدون هيچ گفتگوئى ، انجام دادنش روا مىباشد . بويژه هنگامى از بپاداشتن شرطهاى نماز ، جلوگيرى نكند ، كه سر زدن كارى باشد و يا پيكر كارهائى را كه در نماز انجام مىشود ، دگرگون كند .
بالاتر از آن ، فرود آمدن آيه ، كه براى ستودن نمازگزار ، و مژده دادن به پيمبر ، از چگونگى نمازگزاردن او است ، مىرساند ، نماز از او بر روئى سر زده است ، كه از همه فزونتر است .
بالاتر از آن ما نمىگوئيم ، زكات دادن هنگام ركوع كردن ، فزونتر است ،
هامش
( 1 ) لبيد صاحب ديوان شعرى است كه معلقهء او هم در همين ديوان است اما كلمهء عين در اينجا مجهول است .