و كسى نمىتواند بگويد ، هرگاه چنين باشد ، كه بايد هميشه از آنان پيروى كرد ، پس مىبايست آن مؤمنان در هرروزگارى موجود باشند ، تا پيروى كردن از آنان دسترس باشد ؛ و گرنه اين دستور ، انجامدادنى نيست .
اين سخن را از آن روى ، نمىتوان گفت ، كه به شرط اينكه موجود باشند بايد از راه آنان برويم ، و هرگاه موجود نباشند ، نمىبايد از راه آنان برويم و به مانند اين است كه خداوند برتر از همه چيز ، فرمان داده است ، دست دزد را ببرند ، و زناكار را تازيانه بزنند ، و از اين فراهم نمىشود ، كه بايد هميشه دزد و زناكار ، موجود باشند تا بتوان اين دستور آيه را بجاى آورد ، بلكه مىگوئيم ، فرمان دادن خداوند ، به شرط اين است ، كه هرگاه آنان يافت شوند ، مىشود فرمان خداوند در اين آيه را ، دربارهء اين دو نفر بجاى آورد ؛ و از اين برنمىآيد كه بايد هميشه موجود باشند . و سخن در اين آيه كه پيش از اين آورديم به همينگونه است .
و اينكه سخن خداوند برتر از همه چيز را ، دليل مىآورند ، كه گفته است :
« وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً »
« 1 » وسط درستكارى است ؛ زيرا خداوند فرموده است :
« قالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْ لا تُسَبِّحُونَ »
« 2 » يعنى درستكارترين آنان ، و خداوند برتر از همه چيز ، آنان را گواه بر مردم گردانيده است ؛ آنچنان كه پيامبر را بر آنان گواه گردانيده است . پس آنچنان كه سخن پيمبر - بر او و خاندانش درود بادا - جز راستى نيست همچنان گرد آمدن مؤمنان بر سخنى جز آنچه راست باشد نخواهد بود .
اين دليل ناچيز است ؛ زيرا اينكه خداوند گفته است ، « گروه » از اين بيرون نيست : يا همهء كسانى كه مىگويند آنچه پيمبر آورده است راست است ، خواسته شده است ، و يا گروندگان به آن خواسته شده است . نخست نادرست است ؛ زيرا بيشتر گروه مسلمانان به جز اين صفت را دارند . و روا نيست گروهى را درستكار
هامش
( 1 ) بقره 143
( 2 ) قلم 28