دليل آوردن اين آيه نيز نادرست است ؛ زيرا ما دربارهء دليل نخست ، گفتيم ، لفظ امت ، نمىرساند ، كه فراگير همهء مؤمنان باشد ؛ و اگر فراگير همه باشد ، مىبايست ، اين لفظ بر همهء مؤمنان روزگارها برده شود ، نه همهء مردم يك روزگار .
و گفتيم ، تا همگى آنان نيكوكار نباشند روا نيست همهء مردم روزگارها را نيكوكار بدانيم ، و بيشترين خوبى آنان ، دور دانستنشان از گناهان بزرگى است ، كه از نيكوكار بودن بيرون مىبردشان ، اما گناهان كوچك كه از آنان سر زند ، از نيكوكار بودن ، بيرونشان نمىبرد ، و مىشود همهء آنان در اين آيه بر همين تكيه كرده باشند ، پس راه دليل آوردن هردو آيه يكى است .
و بسا دربارهء اين آيه ، و آيهء پيش از آن گفته شده باشد . گفتار به گروهى روى مىكند ، كه روى سخن با آنان بوده است ؛ زيرا كاف و نون و تا و ميم « 1 » به گروهى روى مىآورد ، كه در گفتن سخن ، به آنان روى شده است ؛ و از آيه برنمىآيد كه فراگير همهء مؤمنان باشد ؛ و هرگاه از آيه گروهى خواسته شده باشد ، براى ما رواست آن گروه را به كسانى باز گردانيم كه به روش اماميه مىروند .
آيات ديگرى را نيز دليل آوردهاند ، و مانند آيههائى هستند ، كه پاسخ گفتيم .
و در دو كتابى كه پيش از اين ياد گرديد ، آن آيهها را آوردهايم ، و آنچه دربارهء آنها گفتنى است ، ياد كردهايم .
و نيز دليل آوردهاند ، كه پيمبر - بر او درود بادا - فرمود : « لا تجتمع امتى على خطاء » گروه من بر هيچ سخنى كه بيراهه رفتن باشد ، گرد نمىآيند . اما دليل آوردن اين خبر درست نيست ؛ زيرا ، اين خبر را كسانى با شمار ، آوردهاند ؛ و آگاهى بىگمان از آن فراهم نمىشود ، و پاسخ چنين پرسشى را بايد از راهى بدست آورد ، كه جز دانستن بىگمان در آن نباشد .
و براى درست شمردن دليل آوردن اين خبر ، بر چيزهائى تكيه مىكنند ، و مىگويند ، گروه مسلمانان با پذيرفتن درست بودن اين خبر ، با آن برخورد كردهاند .
هامش
( 1 ) در كلمهء كنتم