و بنابراين روش ، مىبايست در يك زمان فرمانروايان بسيار نباشند « 1 » زيرا اگر از اين بپرسند هرچند خردان را روا مىدارد ، اما آنچه از شرع شنيده شده است از آن جلوگيرى مىكند ؛ زيرا مىدانيم امام بيش از يكى نيست .
بالاتر از آن آنچه از شرع شنيده شده است ، چنين فراهم مىكند كه در هر شهرى بايد فرمانروايان ، بسيار باشند ؛ اما بايد يكى سرور همه باشد كه آن فرمان روايان را از آنچه نبايد بكنند ، باز دارد ؛ زيرا خداوند آنان را از گمراه شدن نگهدارى نكرده است ؛ و چنانچه بينديشيم ، كه خداوند برتر از همه چيز آفرينش آفريدگان را با همين بسيارى آغاز كرده باشد ، و آنان در آنچه بايد بكنند ، از گمراهى نگهدارى نشده باشند ، مىبايست در هر شهرى پيشوائى به پا دارد ، كه او از گمراهى نگهدارى شده باشد ، « 2 » زيرا اگر خود او از گمراهى نگهدارى نشده باشد ، بايد ديگرى كه از گمراهى نگهدارى شده است ، او را سرپرستى كند .
و كسى كه نگهدارى كردن مردم شهرى از شهرها با او است ، اگر ميان او با امام راه دورى در ميان باشد ، نمىتواند بداند در نگهدارى و فرماندهى امام است مگر ديرزمانى بگذرد كه روا نباشد ، در اين زمان دراز ، از مهربانى شدن به او و
هامش
به همين مىباشند . مطلب ديگر آن كه دانسته مىشود ، نبوت و امامت از فروع امر به معروف و نهى از منكر مىباشند ؛ زيرا شيخ آن را واجب عقلى دانست نه واجب شرعى ؛ بنابراين تشكيل حكومت شرعى كه به دست پيغمبر و امام و نايب امام است براى جلوگيرى از منكر اصلى كه زورگوئى و ستمگرى است مىباشند .
( 1 ) در اينجا شيخ مطلب ديگرى را اثبات نموده است كه مسلمانان در يك زمان نبايد بيش از يك حكومت تشكيل بدهند بر خلاف خوارج و پارهاى از فرق ديگر اسلامى كه مىگفتند در هرگوشه و ديارى مىتوانند امام جداگانهاى داشته باشند و بنابراين تجزيهطلب بودند .
( 2 ) اثبات عصمت براى امام .