1 گفتار در امامت است
فصل [ سخني در امامت ]
سيد مرتضى - خدايش بيامرزاد - در اين فصل چيزهائى را ياد كرده است ، اول ، اين كه بايد ميان مردم فرماندهى ( رياست ) وجود داشته باشد .
دوم ، دربارهء صفتهاى امام ، سخنانى آورده است .
سوم ، در اين است كه خود امامان چه كسانى هستند .
چهارم ، در اين سخن گفته است ، كه با گردنكشان ، و كسانى كه از امام نافرمانى مىكنند چه رفتارى بايد كرد .
پنجم ، از ناپديد بودن امام ياد كرده است .
اما اين كه مردم بايد كسى را براى فرماندهى بپذيرند ، دربارهء كسانى است ، كه به تكليف رسيدهاند ، و از گمراه شدن در انجام دادن آن نگهدارى نشدهاند « 1 » .
دليل بر درستى اين سخن همان است ، كه ثابت گرديد ، كسى را راهنما و فرمانده پذيرفتن ، مهربانى به انجام دادن كارهائى است كه بايد مردم آن را انجام بدهند و كمك به دست بازداشتن از كارهائى است ، كه بايد از انجام دادنش خوددارى
هامش
( 1 ) لزوم حكومت و فرماندهى نيرومند براى هر فرد و جامعهاى را در اين جا شيخ ثابت كرده است .