كردن مردم با آن جلوگيرى كرد ، مىتواند ، پاسخ ديگرى بگويد ، كه قرآن به فراگرفتن فرمانها و كارهائى ويژگى دارد ، كه همگى در روزگار پيمبر - بر او و خاندانش درود بادا - گذشته است ؛ يكى از آنها كار مجادله است ، كه پارهاى از قرآن ، در آنباره فرود آمد ؛ و كارى بود كه بر جميله جفت اوس بن صامت گذشت ، و بنا به گفتهاى دربارهء خوله دختر ثعلبه بوده است ، كه شوهرش او را ظهار كرد . و در روزگار نادانى پيش از اسلام چنين بود ، كه زن را با ظهار كردن طلاق مىگفتند « 1 » و خداوند برتر از همه چيز آيههائى در اينباره فرستاد . ديگرى كار لعان است . ديگرى راندن كار بدر است ، و جنگهاى حنين و خندق و احد است ، كه پارهاى از قرآن را دربارهء اينها فرو فرستاد . ديگرى اين آيه است :
« وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها ، وَ تَرَكُوكَ قائِماً »
و اين هنگامى فرود آمد ، كه كاروانى روى به آمدن داشت ، و مردم پيمبر را - درود بر او و خاندانش بادا - جا گذاشتند ، و گذشتند تا به آنان بنگرند . و ديگرى اين گفتار خداوند است :
« وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً »
و ديگرى اين گفتار او است :
« لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ »
تا آخر آيه . و ديگرى اين گفتار است :
« إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ »
، و بيرون رفتن پيمبر - بر او و خاندانش درود بادا - از مكه است كه به سوى مدينه مىگريخت . و با كسى كه همراهش بود ، به غار در آمد . و ديگرى اين گفتار خداوند است :
« وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ »
تا آخر آيه و سرگذشت كار ، در اين آيه آشكار است . و آيههاى ديگرى هست ، كه كارها و رفتارها و فرمانهائى در آنها ياد شده است ، و همهء اين كارها در روزگار پيمبر گذشته است ، و قرآن همهء آنها را دربر دارد ، پس همهء اينها بيرون از يكى از دو كار نيستند : يكى اين كه همهء اين كارها ، روزگار پيمبر پيشين روى داده است ، آنچنان كه براى پيمبر پسين هم پيش آمده است ؛ و يا در همهء آيهها از لفظ ماضى آينده خواسته شده است .
نخست ، از دو روى نادرست است ، يكى اين كه روش هميشگى كارها از اين
هامش
( 1 ) به زن مىگفتند ظهرك كظهر اختى يا امى .