تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 752

مساهمون:

ص٧٥٢
پريان نشان داده باشند ، و جسم مرده‌اى را كه پيش آنان است . و به روش هميشگى همهء آنان ، بايد زنده شود ، زنده نگردد ، و همين زنده نشدن جسم مرده در اينجا راست‌گو نشان دادن دروغ‌گويان است ، و هيچ پاسخى براى اين پرسش ، نخواهد بود ، مگر كه گفته شود ، آن به تباهى افكندن مردم است و بايد خداوند ، از آن جلوگيرى كند . راه دوم براى پاسخ گفتن ، اين است ، كه اگر قرآن ، روش هميشگى سخن گفتن مردم را ، با روشن بودن در معانى خودش از هم به درد ، از آوردن پريان چنين سخنانى را ، بر مىآيد كه خداوند برتر از همه چيز ، دانائى به روشن‌گوئى را هنگام ، پس از هنگام ، پىدرپى براى آنان نو مىكند ؛ زيرا دانش‌ها به جاى نمىمانند ؛ پس آفريدن چنين دانش‌هائى از هم گسيختن روش هميشگى دانا بودن مىباشد . و اين گفتار ، به مانند سخنى است ، كه سيد مرتضى ، در جاهائى گفته است ، چنانچه پيمبرى بگويد ، كوهها را از جائى به جائى مىبرم ، يا درياها را مىنوردم ، اين كارها برايش معجز خواهد بود ، اما معجز او آفريده شدن توانائىهائى است ، كه با آن مىشود ، كوه را از جائى به جائى برد ، نه خود بردن آن ؛ زيرا پيش اين گوينده ، كارى كه ما انجام بدهيم ، راست‌گو بودن ما را نشان نمىدهد ، و چيزى كه راست‌گو بودن كسى را نشان مىدهد ، كارى است كه خداوند برتر از همه چيز به توانائى داشتن بر آن ويژگى داشته باشد . پس اگر بازگشت سخن به اين باشد ، كه بگوئيم ، قرآن چيزى است ، كه با روشنى گفتار ، روش هميشگى سخن گفتن مردم را از هم درانده است ، برابرى كردن با معجز بودنش ، به پرسشى كه دربارهء پريان شد ، از كار مىافتد ، و بازگشت سخن به اين مىشود ، كه آيا قرآن روش هميشگى سخن گفتن مردم را از هم گسسته است ، يا آن را از هم ندرانده است ، و در اين‌باره بايد انديشيده شود . و از سخنانى كه دربارهء پرسش از پريان ، و پيشگيرى آن از درستى معجزها گفته شده ، اين است : اگر كسى زنده كردن جسم مرده‌اى به دستش انجام گردد ، روا داشتن اين كه او راست‌گو باشد به اين يكسو مىرود ، كه مىشود ، جسم زنده‌اى