تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 733

مساهمون:

ص٧٣٣
زيرا نادرستى اين سخن براى اين است ، كه پذيرفتن فزونى داشتن او ، سخن بزرگتر و بلند پايه‌ترى را از ميان مىبرد ، و آن ادعا كردن پيمبرى ، و جدا بودن او از ديگران است ، به اين‌كه خداوند از او پشتيبانى مىكند و او را از زيان‌هاى بزرگى كه آنان برايش آماده مىكردند مىرهاند . بالاتر از آن ، گفتار خود پيمبر - بر او و خاندانش درود بادا - شناخته شده بود ، و سخن روشنى نگفته بود ، كه برساند او از همهء مردم روشن‌گوتر است ، و چنانچه گفتارى را كه قرآن است ، خود او پرداخته باشد ، بايد در گفتار خود او هم ، سخنانى يافت شده باشد ، كه نزديك به قرآن و مانند آن باشد . اما اين‌كه مىگويند : او براى سخن‌پردازى كارورزى كرده بود ، و در سخنانى به جز قرآن كه از او سر زد ، چيزى از قرآن را نياورد ، و براى همين ، روشن‌گو بودن خود او ، آشكار نگرديد . اين سخن براى آنچه گذشت ، نادرست است . بالاتر از آن ، اگر پيمبر ، كارورزى در سخن‌پردازى كرده بود ، شايسته بود ديگران هم به مانند او كارورزى كنند ، و با گذشت زمان بسيار ، و با درازى آن ، آنان هم بتوانند ، مانند سخنانى كه پيمبر آورد ، بياورند . پس اگر بگويند : سرگرم بودن به جنگ ، از آن جلوگيرى مىكرد ، سخن ما در اين باره گذشت . بالاتر از آن ، جنگ از برابرى كردن با سخن پرداختن ، جلوگيرى نمىكند ؛ زيرا برابرى كردن ، با سخن گفتن است ، و آنان مىتوانستند ، در هر زمانى سخن بگويند ، با اين‌كه پيش از رفتن به مدينه جنگ سر نزد ، و پس از رفتن به مدينه هم ، در همهء زمان‌ها جنگ انجام نمىشد ، و شايسته بود ، آن گروه در زمان‌هائى كه جنگ در ميان نبود ، براى سخن‌پردازى ، كارورزى كرده باشند . و نيز همهء دشمنان پيمبر - بر او و خاندانش درود بادا - با او كارزار نمىكردند ، و مىبايست كسانى ، كه به جنگ نپرداخته بودند ، با او در سخن گفتن ، برابرى كرده باشند ، و همهء آنچه گفته شد ، نادرست بودن اين پرسش را مىرساند .