تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 736

مساهمون:

ص٧٣٦
و معجز بودن قرآن را مىرساند . و چنانچه ساختهء خود پيمبر باشد ، پس او بر پرداختن سخنى كه روش هميشگى سخن‌سرايان را از هم بگسلد توانا نخواهد گرديد ، مگر براى اين‌كه خداوند برتر از همه چيز ، در او دانش‌هائى آفريده باشد و او با اين دانش‌ها ، چنين سخنانى پرداخت ، كه روش هميشگى سخن‌پردازان را از هم گسيخت . و چون از گفتار او دانستيم ، كه قرآن گفتهء خداوند برتر از همه است ، و پرداختهء خود پيمبر نيست ، از اين راه بىگمان مىدانيم سخن خود خداوند است ، نه ديگرى جز او . گروه ديگر گفتند ، قرآن از اين‌رو معجز است ، كه داراى روش ويژه‌اى است كه در سخنان ديگران ديده نشده است ، و كسى پيش از آن ، اين روش را نشناخته بوده است . ديگران گفتند ، به هم آوردن و فراهم كردن پاره‌هاى قرآن و در جاى خود نهادن پاره‌هايش ، از بندگان انجام ناشدنى است . به مانند جوهرها ، و رنگها كه براى مردم آفريدنى نمىباشند . ديگران گفتند : قرآن از اين‌رو معجز است ، كه پايان دانش‌ها ، و برترين آنها در آن هست . گروه ديگر گفتند : چون آنچه از پاره‌هاى قرآن برمىآيد ، يكديگر را در هم نمىشكنند ، و اين ويژگى تا اندازه‌اى است ، كه با روش هميشگى گفتارها ، ناهمسان است ، قرآن معجز است . سيد مرتضى ، براى درستى روش خودش ، كه « روش صرفه » است ، چنين دليل آورده كه گفته است : اگر روشن بودن قرآن در معانى خودش ، روش هميشگى سخن‌پردازان را از هم بگسلد ، مىبايست ميان قرآن با روشن‌ترين سخنان مردم عرب سخت‌ترين جدائى باشد ، و بايد به آن اندازه از هم دور باشند ، كه كار انجام دادنى براى مردم ، با آن‌كه معجز است ، از هم دورند . و بايد جدائى ميان قرآن يا سخن روشن‌گوترين مردم عرب ، كه با هم برابر مىشوند ، بر كسى پوشيده نباشد ، آنچنان كه فزونى ميان دو سخن پرداختهء مردم كه در معناى خود ، روشن هستند ،
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 736 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى