داشتند ، از برابرى كردن ، همين را مىخواستند . و كسى كه در روشنگوئى پستتر از ديگرى بود ، خودش را به آن ديگرى ، كه برتر از او بود ، نزديك مىكرد ؛ مگر آنكه روشنتر بودن قرآن را در پايهاى بنهند كه از جهت روشنتر بودن ، روش هميشگى سخنسرايان را از هم گسيخته باشد ، و از معجز بودن قرآن همين پايه از روشنتر بودن را بخواهند .
بالاتر از آن ، روشنگوتر بودن پيمبر از اين جلوگيرى مىكند ، كه همهء سخنانش يا بيشترش با سخنان ديگران برابر باشد ، اما از اين جلوگيرى نمىكند ، كه اندكى از آن با سخنان ديگران برابر باشد ، و روش هميشگى بهتر بودن سخن يكى ، از ديگرى ، بر همينگونه است .
و براى همين گاهى پيش مىآيد ، كسانى از سخنسرايان كه پس از گروه پيشين مىزيستند ، و به چندين پايه ، از پيشنيان ، پستتر بودند ، يك بيت ، يا دو بيت ، يك كلمه يا دو كلمه ، سخنانى مىآوردند ، كه در روشنتر بودن به مانند گفتار پيشنيان بود ؛ و شايد هم از آن روشنتر بود . و اين روش هميشگى كارشان بود . و خواستار شدن برابرى كردن با قرآن با يك سوره ، و كوتاهترين سوره از آن بود ، كه سه آيه داشت ، پس مىبايست چنين سخنى از آن گروه سر بزند ، كه در روشن بودن به پايهء همان يك سوره برسد .
بالاتر از آن ، اگر كار بر آنگونه باشد ، كه آنان گفتند : پيمبر در سخن پرداختن كارورزى كرده است ، مىبايست ، كسانى كه از آنان خواسته شده بود ، با قرآن برابرى كنند ، با او همساز مىشدند ، و مىگفتند تو از ما روشنتر و بهتر ، سخن مىگوئى ، و مانند اين سخنانى كه تو آوردهاى از ما برنمىآيد ، اما بهتر بودن سخنت راستگو بودنت را نمىرساند ؛ زيرا آنان از ديگران ، به بهتر بودن سخنانش ، شناساتر بودند ، و چون با او همسازى نكردند ، مىرساند سخنى كه اينان گفتند ، درست نيست .
و كسى نمىتواند بگويد ، سخنسرايان عرب ، از اينرو با پيمبر همساز نشدند ، كه اگر چنين مىكردند ، پذيرفته بودند كه او بر آنان ، فزونى دارد .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 732
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٧٣٢