پس با اينكه آنان هجرت نكرده بودند خداوند آگاهى داده است كه مؤمن مىباشند .
و خداوند برتر از همه فرموده است ؛
« وَ مَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِناً قَدْ عَمِلَ الصَّالِحاتِ »
پس انجام دادن كارهاى نيك را با داشتن ايمان شرط گردانيده است ، و از اين بر مىآيد ، كه هرچند كارهاى نيك را انجام نداده باشند مؤمن هستند .
و خداوند برتر از همه فرموده است :
« وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما »
تا آنجا كه مىفرمايد :
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ
پس آنان را هنگامى كه ستمگر هستند مؤمنان و برادران آنان نام برده است .
و مىفرمايد :
« كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ »
پس با اينكه سخن راست ناخوشآيند آنان است ، و پس از آنكه درستىاش براى ايشان آشكار گرديده است در آن ستيزهگرى مىكنند ، آنان را مؤمنان خوانده است ؛ و آنچه ما پيش از اين گفتيم همان تكيهگاه است .
گروه معتزله بر درستى روش خودشان ، دليل آوردهاند ، كه مؤمن گفتن ما اگر از زبان عرب گردانده نشده باشد ، و به همانگونه كه بوده است مانده باشد ، بايد پس از گذشتن زمان سرزدن كارى كه كلمهء مؤمن از آن شكافته شده است ناميدن به آن با افزودن اكنون ، بايد درست نباشد ؛ و مىبايست نتوان گفت امروز فلائى مؤمن است آنچنان كه هركسى ديروز زده است نمىتوان گفت امروز زننده است ؛ زيرا امروز از او ، زدن سر نزده است .
به ايشان گفته مىشود ، كلمهء مؤمن را با افزودن اكنون از اينرو مىتوان گفت ، كه ايمان همان راست دانستن هماكنون است ؛ براى اينكه راست دانستن به دل همان شناختن است ، و شناختن به جاى نمىماند ، و مؤمن با گذشتن زمان پس از زمان ، ايمان خودش را نوبنو مىگرداند ؛ پس از آنچه زبان فراهم مىكند ، بيرون نرفته است .
و باز گفتهاند ، ما مىدانيم مسلمانان منافق را مؤمن نمىگويند ؛ هرچند به زبان ، مسلمانى را راست بشمارد ؛ پس دانسته مىشود ، كلمهء ايمان براى راست