آشكار است ، دست باز داشتهايد .
خواهيم گفت : آنچه از زبان برمىآيد اين است ، كه لفظ تصديق حقيقت در راست دانستن به دل و زبان هردو باهم است ؛ زيرا كسانى كه زبان عربى مىدانند ، گنگ را و به همينگونه كسى را كه خاموش است ، مىگويند او اين سخن را راست مىشمارد ، و هنگامى كه مىگويند ، فلانى چنين سخنى را راست مىداند ، يا دروغ مىداند ، جز اين نمىخواهند ، كه در دل آن را باور كرده است .
و اينكه ما لفظ تصديق را به آنچه در دل انجام مىشود ، ويژگى و بازگشت داديم نه به چيزى كه به زبان بازگشت كند ، براى اين است ، كه اگر به معنى راست دانستن به زبان باشد ، بايد ، گنگ را و كسى را كه خاموش است ، نگويند او مؤمن است ، و ايمانش درست است . و كسى را كه به زبان راست دانستن را آشكار مىكند ، و هركارى را كه كافر بودنش را مىرساند ، انجام مىدهد ، و مىدانيم از هستى خداوند آگاهى ندارد ، و يگانه بودنش را ، و درست كار بودنش را ، و پيمبرى را نادرست مىداند ، مىبايست او را مؤمن بخوانيم ، و چنين چيزى نادرست است .
و مىبايست منافقانى كه همزمان پيمبر خدا - بر او و خاندانش درود بادا - بودهاند ، به راستى مؤمن باشند ، و چنين سخنى نادرست است .
پس اگر بگويند : روش شما چنين فراهم مىكند ، كه پيشانى بر زمين نهادن براى آفتاب ، و بت كافر شدن نباشد با آنكه همهء مسلمانان بر جز اين سخن گرد آمدهاند .
خواهيم گفت : همهء مسلمانان ، بر اين گرد آمدهاند ، كه هركس با گزينش خودش ، آفتاب ، يا بت را سجده كند ، او كافر است ، اما همه بر اين گرد نيامدهاند ، كه خود پيشانى بر زمين نهادن ، كافر شدن است ؛ زيرا گروه مرجئه در اينكه خود پيشانى بر زمين نهادن كافر شدن باشد ناسازگارى دارند ؛ و ما مىگوئيم پيشانى بر زمين نهادن ، براى آفتاب و بت مىرساند ، كسى كه پيشانى بر زمين مىنهد ، مسلمانى را راست نمىداند ، و در دلش يگانه بودن خداوند را درست نمىداند ،
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 644
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٤٤