و آن را دروغ مىپندارد . و هيچ ايمان ندارد ، و در دل هيچ ، باور نمىكند ؛ زيرا اگر چنين نبود ، همهء مسلمانان بر كافر بودنش ، و بر اينكه او ايمان ندارد ، و در دلش باور ندارد ، گرد نمىآمدند ؛ زيرا اگر چنين نمىبود ، بر كافر بودنش گرد نمىآمدند ؛ و به مانند اين است كه بگوئيم ، اگر پيمبر - بر او درود بادا - براى مردى گواهى دهد ، كه او سزاوار سرزنش شدن و شكنجه كردن است ، ما بدون شك مىدانيم او سزاوار چنين چيزى هست ؛ زيرا گواهى دادن پيمبر - بر او درود بادا - سزاوار بودنش را فراهم مىكند ؛ اما سزاوار بودن سرزنش شدن و شكنجه ديدنش را نشان مىدهد ، پس كسى كه پيشانى بر زمين نهادن پيش آفتاب را به مجاز كافر شدن مىيابد ، براى اين است كه آنچه كافر بودن را نشان مىدهد ، به نام چيزى كه نشاندهنده است ، مىنامد ، پس گفته مىشود گواهى دادن پيمبر - بر او و خاندانش درود بادا - شكنجه شدنش را فراهم كرده است ، هرچند گواهى دادن او نشاندهنده است ، نه اينكه سزاوار بودنش را فراهم كرده باشد ، و براى اين مانندهائى هست ، كه از آن مىپرسند ، و پاسخ از همهء اين پرسشها يكى است و گوناگون نيست ، مانند اينكه مىگويند ، ما را از اين آگاه كنيد كه اگر مردى هستى خداوند و پيمبرش را و بيشتر آنچه را از قرآن فرود آمده راست بداند ، و از همهء قرآن يك آيه را دروغ بداند آيا بنا به گفتار شما نمىبايست ، او به آنچه گذشت مؤمن باشد ، و براى نادرست شمردن يك آيه كافر باشد ؛ زيرا ايمان داشتن به آنچه گذشت با نادرست شمردن يك آيه نابود نمىگردد . و برابر آنچه همهء مسلمانان بر آن گرد آمدهاند ، نادرست شمردن يك آيه كافر شدن است .
و مانند اينكه مىگويند ، بسا باشد پارهاى از كسانى كه به عيسى - بر او درود بادا - ايمان آوردهاند ، تا زمان برانگيخته شدن پيمبر ما - بر او درود بادا - زنده مانده باشند ، و پيمبرى او را دروغ بشمارند و از اين فراهم مىشود ، كه او هم مؤمن و هم كافر باشد .
و هرگاه بگوئيد چون پيمبر ما را - بر او درود بادا - دروغگو مىشمارد ناگزير پيمبرى عيسى را هم نادرست خواهد شمرد ؛ به شما گفته خواهد شد ، چرا
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 645
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٤٥