تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
بايد چنين باشد كه اگر يكى را دروغ‌گو مىپندارد ، ديگرى را هم دروغ‌گو بشمارد ؛ با اين‌كه دليلها گوناگون است ، و روا مىباشد با نگريستن به پاره‌اى از دليلها از پيمبرى يكى آگاه گردد ، و ديگرى بر او پوشيده بماند . پاسخ از همهء اين پرسشها همان است كه ما گفتيم ، كسى كه يك آيه از قرآن را نپذيرد ، برابر ؛ با آنچه همهء مسلمانان بر آن گرد آمده‌اند ، او كافر است ، و از اين آگاه مىشويم كه او هيچ ايمان نداشته است ، و ايمانى را كه پيش از اين از خود آشكار مىكرده ايمان به راستى نبوده است و به همين‌گونه كسى كه پيمبر ما را - بر او درود بادا - دروغ‌گو مىشمرد ، چون مىدانيم ، هركس او را دروغ‌گو پندارد ، كافر مىشود ، همين مىرساند ، كه هيچ‌گاه ، از او ايمان سرنزده است . گروهى از مرجئه ، براى ثابت كردن اين‌كه فرمانبردارىها ، ايمان نيستند ، دليل آورده‌اند كه اگر هريك از فرمانبردارىها ايمان و يا پاره‌اى از آن باشند ، مىبايست هرنافرمانى هم ، كفر يا پاره‌اى از آن باشد ، و اگر هرچه را ، خداوند به آن فرمان داده است ايمان باشد ، مىبايست ، هرچيزى هم كه از انجام دادنش بازداشته است ، كفر باشد ، و چنانچه روا باشد چيزى كه دست بازداشتن از آن كفر نيست پاره‌اى از ايمان باشد ، روا خواهد بود ، هرچيزى دست بازداشتن از آن ايمان نيست پاره‌اى از كفر باشد . و نيز گفته‌اند ، اگر همهء فرمانبردارىها ، ايمان باشند مىبايست ، هيچ‌كس ايمان درست نداشته باشد ، نه پيمبران و نه كسانى كه پائين‌تر از آنان هستند ؛ زيرا از هيچ‌يك آنان ، همهء فرمانبرداريها ، سر نزده است . و همچنين اگر همهء كارهائى كه بايد انجام گردد ، ايمان باشند ، هريك از پيمبران گناه كوچكى از او سر زده باشد ، مىبايست ايمانش درست نباشد ؛ زيرا او در انجام دادن كارى كه بايد ، انجام دهد كوتاهى كرده است ، و آن همان خوددارى نكردن از نافرمانى است . و نيز خداوند برتر از همه ، مىفرمايد ؛
« الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ »
و فرموده است ، :
« وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ »
.
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 646 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى