نسبت دادن گواهى به آنها مجاز مىباشد ، و هردو روى با هم روا شمرده شده است ؛ زيرا نخست چنين فراهم مىكند ، كه دست و پا هنگامى كه به مانند زندهء جداگانهاى ساخته شوند ، از اينكه دست و پا باشند بيرون مىروند ، و آنچه از آيه آشكار است اين است كه گواهى دادن به دست و پا نسبت داده شده است .
و گفتهاند ، شخص گنهكار خودش ، به كار خود گواهى مىدهد ، و سر زده شده بودن آن كار ، از خودش را ، پابرجا مىسازد ؛ و خداوند اندامهايش را به گونهاى مىسازد ، كه بتواند از آنها سخن گفتن آشكار كند ، و دارندگان اين عقيده سخن خودشان را به گفتار خداوند ، استوار كردهاند ، كه فرمود :
يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ »
و آشكار است كه گواهى دادن زبان ، كار خود دارندهء آن است ، و اندامهاى ديگر به همينگونه مىباشند ، مانند آنچه يكى از ما به ديگرى مىگويد ، زبانت اين و آن را آشكار گردانيد ، و جز اين نيست كه خود شخص زنده ، به كار خودش اقرار مىكند ، نه زبان او .
و گفتهاند ، گواهى دادن اندامها آشكار شدن نشانىهائى است ، و آشكار شدن كار در اين است كه دليل انجام دادن آن برايشان آشكار باشد ، تا از آنچه انجام دادهاند ، آگاه گردند پس چيزهائى را كه از آن به انجام دادن كارها مىتوان پى برد ، گواهى دادن اندامها گفته است ؛ آنچنان كه مىگويند چشمانت گواهى مىدهد كه شب را بيدار به روز رساندهاى ، و از اين سخن همان برمىآيد كه ما گفتيم .
اما دربارهء ترازوى سنجيدن كارها ، گروهى گفتهاند ، همان درستكارى و برابرى و بخش كردن درست است ، آنچنان كه مىگويند ، اين سخن سنجيده شدهاى است ، و كارهاى فلانى سنجيده شده است ؛ و اين روئى كه آوردهاند بهتر و شايستهتر به آشكار بودن سخن است .
و گروهى گفتند ، آنچه از افزار سنجيدن خواسته شده ، ترازوئى است كه داراى دو پله است ، و اگرچه سنگينى خود كارها ، سنجيده نمىشود ، اما