سنگينى نامههائى كه كارها در آن نوشته شده است ، مىشود كه سنجيده شوند .
و گفتهاند ، روشنى در يكى از دو پله نهاده مىشود ، و تاريكى در ديگرى نهاده مىشود ؛ و خوبى همهء اين گفتوشنيدها خوبىهائى است كه از آگهى دادن به آنها در اين جهان حاصل مىشود .
اما پل كشيده شده بر دوزخ را گفتهاند ، راه مردم بهشت و آتش است ، و اين راه براى مردم بهشت گسترده است و رفتن بر آن براى آنان آسان است ، و اين راه براى مردم آتش تنگ است ، و رفتن بر آن براى ايشان دشوار است .
و نيز گفتهاند ، پل دوزخ راهنمائىها و نشانههائى است كه مردم بهشت و دوزخ را از هم جدا مىكند ؛ و آنها را شناسا مىگرداند .
اما مردم جهان پسين كه پاداش مىيابند هيچيك آنان تكليف داده نمىشوند ؛ زيرا درخور پاداش يافتن اين است كه دشواريهائى با آن نباشد . و نيز اگر آنان تكليف دادنى باشند ، روا خواهد بود ، بازگشت كردن از گناه از آنان سربزند ، و شكنجهاى كه بايد بشوند ، از كار بيفتد ؛ و چنين چيزى روا نمىباشد .
بالاتر از آن ، آنچه همهء مسلمانان بر آن گرد آمدهاند كه هيچ كس در آنجا سزاوار پاداش يافتن و يا شكنجه شدن نمىگردد ، از اين سخن جلوگيرى مىكند . پس دانستيم كه تكليف شدن در آنجا وجود ندارد ، و اينكه خداوند ، مىفرمايد :
« كُلُوا وَ اشْرَبُوا » *
فرمان دادن نيست ، بلكه روا گردانيدن آن است .
و بس .
و كسى كه مىگويد ، آن فرمان دادن است ، گفته است ، از اين فرمان دادن شاد شدن و خوشى آنان خواسته شده است ؛ زيرا آگاه مىشوند كه خداوند برتر از همه چيز ، شادى و خوشى آنان را در اين فرمان دادن مىخواهد ، اما چنين فرمان دادنى تكليف كردن نيست ؛ زيرا در آنجا به دشوارى افكندن از ميان برداشته شده است .
اما سپاس گزاردن آنان براى خوشيهائى كه خداوند برتر از همه چيز ، بر آنان