ارزانى داشته است ، و آن خوشىها به همان باوركردنىهائى كه در انديشه دارند بازگشت مىكند ، آن باوركردنىها را خداوند در نهان آنان پديد مىگرداند ؛ زيرا شناسائىهائى كه دارند ، به خودى خود ، بر ايشان آشكار است ، و بدست آوردنى نمىباشد ، تا گفته شود ، بايد آن را بدست آورند .
اما سپاس گزاردن به زبان ، رواست ، براى مردم بهشت در آن خوشى و شادمانى باشد ، و دانائىهاى مردم جهان پسين براى آنان آشكار است ، و ناچارند كار بد نكنند .
و اين كه گفتيم ، پاداش يابندگان ، به ناچار خداوند برتر از همهچيز را مىشناسند ؛ براى آن است ، كه آشكار شد ، چون پاداش گيرنده ، بايد بداند رسيدن پاداش به او براى سزاوار بودن دريافت كردنش مىباشد ، و آگاه شدن از آن جز با خرد درست ، و جز با شناسائى داشتن به خداوند برتر از همهچيز و آگاه بودن از درستكارى او فراهم نمىشود تا بداند ، به هرگونه با او رفتار مىشود ، همان است كه سزاوار آن مىباشد .
و سخن دربارهء كسى كه كيفر مىشود ، نيز به همينگونه است ، كه دربارهء پاداش گيرنده گفته شد .
و نيز يكى از چيزهائى كه بايد در پاداش دادن باشد ، اين است كه از سوى پاداش دهنده بايد با بزرگ وانمودن و گرامى داشتن همراه باشد ؛ زيرا بزرگ وانمودن از سوى ديگرى به جز خود پاداشدهنده سودى براى او ندارد ، و نمىتوان از بزرگ داشتن پاداشدهنده آگاه گرديد ، مگر آگاهى حاصل شود كه او آهنگ بزرگ داشتنش را كرده است ؛ و كسى كه خدا را نمىشناسد ، نمىتواند بداند ، او چه چيز را آهنگ كرده است .
و سخن در شكنجه شدن ، نيز به همينگونه است ؛ زيرا كسى كه شكنجه مىشود ، بايد بداند ، براى سبك شمردن و خوار كردن ، به او شكنجه مىرسد .
و نيز كسى كه پاداش مىبرد ، بايد بداند ، سزاوار رفتارى است كه با او مىشود ، و هرگاه اين را نداند روامىشمارد از راه بخشش به او باشد ؛ و شايد همين
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 630
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٣٠