باشد وجود ندارد .
پس اگر بگويند : پس از گفتن « و لا شفيع » بايد باز ايستاد و كلمهء « يطاع » آغاز جملهء ديگرى است .
خواهيم گفت : اين تحليل با آنچه همهء قاريان ، بر آن گرد آمدهاند ناسازگارى دارد ؛ زيرا همهء آنان برآنند كه بايد پس از كلمهء « يطاع » باز ايستاد و اگر آنچه را گفتند روا بدانيم ، نمىتوان كلمهء « يطاع » را آغاز جملهء ديگر دانست ؛ زيرا هيچ فعلى پس از فعل ديگر نمىآيد ، و پس از كلمهء « يطاع » كلمهء « يعلم » آمده است .
بار خدايا مگر كلمهء « الذى » را در جمله پنهان گرفته باشيم ، و بگوئيم اين گونه است : « يطاع الذى يعلم خائنة الا عين » و اين دست بازداشتن از چيزى است ، كه از جمله آشكار است ؛ و با اين همه نياز داريم لفظ « يطاع » را كه در جمله خبر است ، به معنى امر ، بدانيم ، و بگوئيم به طور مجاز به كار رفته است ؛ و بنابر آنچه ما گفتيم بدان نيازى نيست .
و اما اين كه فرموده است :
« ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ » *
يارى كردن در هيچ جا به معنى شفاعت كردن نيست ؛ زيرا يارى دادن پيشگيرى كردن و چيرگى جستن است ، و شفاعت كردن با فروتنى كردن در گفتار همراه است .
و اين كه فرموده است :
« وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى »
معنيش اين است : كسى كه خداوند خوشنود باشد ، برايش شفاعت كنند ، همچنان كه مىفرمايد :
« مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ »
و همانگونه كه فرموده است :
« وَ كَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّماواتِ لا تُغْنِي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَرْضى »
و بدين معنى دست باز داشتن از آنچه لفظ ، در آن آشكار است نمىباشد ؛ زيرا بدون گفتگو كلمهء « المرتضى » از جمله انداخته شده است ، براى اين كه مردم زباندان مىگويند « من ارتضى افعاله » و ما دربارهء آيه مىگوئيم : « من ارتضى ان يشفع فيه » .
بالاتر از آن بسا شود ، بگويند رواست كه گنهكار خوشگذران را پسنديده نام ببرند ، به اين معنى كه آسوده بودنش ، پسنديده است . آنچنان كه گفته مىشود ، اين شخص بنا ، پيش من پسنديده است يعنى در كار ساختمانسازى پسنديده