كه پيش خردمندان به مانند آن كسى باشد كه هيچ خوبى نكرده است و هيچ بدى هم از او سر نزده است .
و يا اگر بيشتر به او بدى رسانده باشد بايد به مانند آن كسى باشد كه هيچ به او خوبى نكرده است ، و اگر براى فرمانبردارىهائى كه انجام داده است سزاوار گرفتن پاداش بيشترى شده باشد ، بايد به مانند آن كسى باشد ، كه هيچ كار بدى از او سر نزده است ؛ و آنچه آشكار است بجز اين است .
اما دليل ديگر كسانى كه گفتار ما را در اينباره نمىپذيرند ، و مىگويند ، سزاوار بودن پاداش و كيفر با هم ، يكديگر را نيست مىگردانند ، اين است ، كه در خور پاداش دادن ، همراه بودن آن با بزرگ كردن و بزرگ وانمودن پاداشگيرنده است ، و درخور شكنجه كردن اين است كه سبك كردن و خوار شمردن با آن همراه باشد ؛ و آشكار است : هنگامى كه سرزنشكننده و ستاينده يك نفر باشد ، و سرزنش شده ، و ستوده هم ، يك نفر باشد ، نشدنى است يكى از ما در يك زمان با آنكه ديگرى را بزرگ مىنماياند ، او را خوار و سبك هم نشان بدهد ؛ و چون چنين كارى ، انجامنشدنى است ، سزاوار بودن آن دو با هم ، نيز نشدنى مىباشد ؛ زيرا سزاوار شدن هركارى پيرو انجامشدنى بودن آن كار است .
پاسخ به ايشان گفته مىشود : آنچه را گفتيد : آشكار است ، ما آشكار بودنش را نمىپذيريم ؛ زيرا هرچيزى از راه آشكار بودنش ، دانسته شده باشد گفتگوئى در آن سر نخواهد زد ، و اگر در آنچه مىگوئيد به دليلى بازگشت مىكنيد ، آن دليل را بياوريد .
سپس آنچه را گفتيد كه ستودن و سرزنش كردن ، و بزرگ شمردن و سبك كردن ، يكديگر را نابود مىكنند ، از اين بيرون نيست ، كه يا گفتن به زبان را مىخواهيد و يا آنچه در دل باور مىشود ، مىگوئيد .
پس اگر نخست را خواسته باشيد ، آشكار است كه رواست و درست است ، يكى از ما ديگرى را بر يك كار با زبان بستايد ، و بر كار ديگر ، با دستش كارى انجام بدهد ، كه او را سرزنش كند ؛ و اگر برايش دو زبان آفريده شده بود ، از او
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 573
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥٧٣