خود سزاوار شكنجه ديدن هميشگى مىشود ، و روا نيست اين را براى كافر بودنش ، سزاوار گردد ؛ زيرا اگر چنين باشد ، براى كارهائى كه انجام دادن و ندادنش يكسان است و هردو رواست ، بايد سزاوار شكنجه ديدن شود ؛ براى اينكه پيوستن كافر بودن با كارى كه انجام دادن و ندادنش هردو يكسان رواست ، به مانند ، پيوسته شدن كافر بودن با گناهان ديگر است ، پس اگر كافر بودن در پارهاى از كردارش اثر كند ، در همهء كارهايش اثر خواهد داشت .
خواهيم گفت : گرد آمدن همهء مسلمانان بر اين سخن ، پذيرفته نيست ؛ زيرا چيزى كه همهء آنان بر آن گرد آمدهاند ، اين است كه كافر سزاوار شكنجه شدن هميشگى مىباشد اما در اينكه سزاوار شدن شكنجه هميشگى او ، براى هريك از گناهانش باشد گفتگوئى هست . و اگر هم اين را بپذيريم مىشود كه گناهان او براى بدىهائى سر زده باشد ، كه هميشگى شدن شكنجهاش را فراهم كند ؛ هرچند در كسى كه كافر نيست ، شكنجهاش هميشگى نشود ؛ و كافر بودنش براى ما نشان اين است كه شكنجهء گناهانش هميشگى مىباشد ، نه آنكه گناهانش شكنجه ديدن او را هميشگى گردانيده باشد ؛ همچنان كه هريك از فرمانبرداريهائى را كه پيمبر - درود بر او بادا - بجا آورد ، پاداشى كه مىبرد ، بيشتر از آن فرمانبرداريها است ، كه هريك از ما انجام بدهد ، نه اينكه پيمبر بودنش پاداش او را بيشتر كرده باشد بلكه پيمبر بودنش نشان مىدهد ، كه او هيچ يك از فرمانبرداريها را نخواهد برگزيد ، مگر كه او چيزى را در نظر مىآورد ، كه پاداش بيشترى از آن فراهم مىشود ، و به شكل كارها و نوع آنها نبايد نگريست ؛ بلكه چيزى پاداشها را بيشتر مىكند كه كارها براى بهدست آمدنش ، انجام داده مىشوند ، و از اينكه پاداش او بيشتر از ديگران است ، چنين برنمىآيد كه پيمبر - درود بر او و خاندانش بادا - براى انجام دادن كارى كه انجام دادن و ندادنش ، هردو در او يكسان است ، سزاوار پاداش گرفتن شود ؛ زيرا پيمبرى در كارهايش اثرى ندارد ، بلكه از بالا بودن هدفهايش ، پرده برمىدارد ؛ و چيزى كه در بيشتر شدن پاداش او اثر دارد ، همان هدفهائى است ، كه فرمانبرداريهايش ، براى به دست آوردن آنها از او سرمىزند ، و كارى كه انجام دادن و ندادنش روا و هر دو
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 570
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥٧٠