تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
برابر مىباشند با آن كه همگى برانيم كه بخشش كردن هميشگى خوب است ، پس روئى براى اين سخن نخواهد بود ، به جز همان كه ما گفتيم . بالاتر از آن كمترين پاداشى كه سزاوارى پيدا مىكند ، يك پاره از آن است ، كه برابر با يك فرمانبردارى باشد ، پس چگونه مىتوان گفت ، بخشش كردن كمترين پاداش هم ، خوب نيست ؛ زيرا از يك پارهء چيزى كمتر يافت نمىشود . پس اگر بگويند : كسى كه به او تكليف داده مىشود ، به يك فرمانبردارى تكليف داده نمىشود ، بلكه به فرمانبرداريهاى بسيارى كه دانستنىها و جز آن باشند ، تكليف داده مىشود ، و پاداش همه اينها بسيار و بزرگ است و هرچيزى بدين گونه باشد ، بخشش كردن در آن نمىباشد . گفته خواهد شد : اين سخن ، نادرست است ؛ زيرا تكليف كردن ، همهء فرمانبرداريها را به خودى خود فرا مىگيرد ، و چيزى كه خوبى تكليف كردن به آن را پديد مىآورد ، به چيز ديگرى جز آن ، وابستگى نمىيابد ؛ و چون با هريك فرمانبردارى ، دادن يك پاره از پاداش ، كه دست‌رس گذاشتن بزرگتر از آن خوب است ، سزاوارى مىيابد ، و بخشش كردن مانند آن يك پاره هم خوب است ، پس آنچه گفتند از درستى خواهد افتاد . و نيز دليل ديگرى كه براى هميشگى بودن پاداش ، آورده‌اند ، اين است كه پايان‌پذير بودنش ، به تيره شدن پاداش و آميخته بودنش با زيانها مىكشاند ؛ زيرا پاداش‌گيرنده ، هرگاه روا بداند كه پاداش او بريده گردد ، اندوه و افسوسى به او مىپيوندد ، و چگونگى پاداش‌گيرندگان را از ميان مىبرد . پاسخ گفته خواهد شد : خداوند برتر از همه چيز پاداش‌گيرندگان را از انديشه كردن در پايان‌پذير بودن پاداش ، مىگرداند . و به خوشىهاى بزرگى كه اكنون در آن هستند ، آنان را سرگرم مىكند ، تا پايان‌پذير بودنش را به ياد نياوردند . و همانا ما بسيارى از دنياداران را ديده‌ايم خوشىهائى كه در آن به سر مىبرند ، آنان را از انديشه كردن در پايان‌پذير بودن اين خوشىها ، به مرگ يا جز آن ، وا مىدارد با آن كه خردشان هم درست است ؛ پس مانند همين سخن ، در مردم جهان پسين