خودش باشد ، جز آن كه همه را يك بار و در يك زمان ندهند ، و در زمانهاى گسترده به او برسانند تا خوشحالى او در آن زمانها بسيار گردد ؛ زيرا پاداش ، بايد بر رساترين ، و خوشترين ، و سودمندترين روئى ، به تكليف شونده رسانده شود .
و براى همين گفتيم ، كسانى كه سزاوار پاداش گرفتن مىشوند ، ناگزير بايد درست خرد باشند ، تا با اين گونه پاداش گرفتن بيشتر شادمان گردند ؛ و نيز گفتيم پاداشهائى كه در اين سراى تكليف شدن ، و در جهان ميانه از دستشان مىرود ، بايد در زمانهاى بسيارى براى آنان فزايش يابد و همه را بايد در يك زمان گرد نياورند ، كه با پايان يافتنش زندگى ، برايشان تيره نگردد .
بالاتر از آن اگر همه پاداشها را در يك زمان فراهم آورند ، چنانچه پاداش بسيار ، و بزرگ باشد ما نمىپذيريم كه تكليف كردن ، خوب نباشد ، و خوب نبودن آن گفتارى بدون دليل است .
و نيز براى ثابت كردن بىپايان بودن پاداش چنين دليل آوردند كه گفتند ، اگر سزاوار شدن پاداش گرفتن در زمانى بريده باشد ، مىشود كه خداوند برتر از همه چيز بخشش را هميشگى گرداند و با هميشگى بودنش از آنچه سزاوار گرديده بيشتر بخشش خواهد شد ، و چنين چيزى روا نمىباشد .
گفته خواهد شد : بخشش كردن از پاداش دادن به كم و بيش بودن آن جدا نمىگردد ، بلكه به اين از هم جدا مىشوند ، كه پاداش همراه با بزرگ وانمودن و بزرگ كردن پاداشگيرنده است و بخشش كردن ، از آن تهى مىباشد ؛ و براى همين است كه بايد هرپارهاى از پاداش از هرپارهاى از بخشيدن جدا باشد ، و از آن جدا نمىشود ، مگر به همان چيزى كه يادآور شديم و گفتيم پاداش ، همراه با بزرگ داشت مىباشد ، پس هميشگى بودن و پايانپذير بودنش ، كارى به اين ندارد .
بالاتر از آن اگر بيشتر شدن بخشش ، از پاداشى كه سزاوار گرديده است ، بد باشد بايد بخشش كردن هميشگى هم بد باشد ؛ زيرا بنابراين بخشيدن ، با پاداش دادن
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 546
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥٤٦