و چون رواست از يك روى ناهمسان باشند ، چرا روا نباشد در هميشگى بودن ، و پايانپذير بودن نيز ناهمسان باشند .
اما اين كه گفتند : هرچيزى يكى از اين دو را از ميان ببرد ديگرى را هم نابود مىگرداند ، نخستين نادرستى اين سخن آن است كه ما نمىگوئيم : پس از آن كه موجود و ماندگار شدند يك چيز هر دو را از ميان مىبرد ، و اگر همچنين چيزى را بپذيريم ، آيا چنين نيست كه با يكسان بودن آنها ( در علت و شرط ) چنان كه آشكار كرديم ، در روىهاى ديگر ( كه يكى نبودن جنس آنها است ) ناهمسانند ، پس چرا روا نباشد كه در هميشگى بودن و پايانپذير بودن هم ، يكسان نباشند .
و نيز بر هميشگى بودن پاداش دليل آوردند ، و گفتند : كسى كه سزاوار گرفتن آن مىشود ، از دو روى بيرون نيست : يا براى پاداشى كه در نظر گرفته شده ، اندازهاى از خود آن مىباشد ، و اندازهگيرى با زمانها در آن نيست ، و يا با اندازهاى از زمانها اندازهگيرى مىشود ، و به مانند سزاوار شدن ستودن بر انجام دادن كارى كه بايد انجام گردد ، و يا به مانند سزاوار شدن سرزنش يافتن بر انجام دادن كار بد ، و به مانند سزاوار شدن سپاسگزارى از بخششها مىباشد ، كه اندازهاى از خود آن در نظر گرفته نشده است .
پس اگر از روى نخست باشد و سزاوار گرفتن پاداش به اندازهاى از خود آن گردد ، بايد درست باشد كه به يك بار آنچه را سزاوار گرديده است به او برسانند ؛ زيرا آنچه در نظر گرفته شده به اندازهاى از خود همان پاداش است نه ، به اندازهاى از زمانهائى كه در آن زمانها پاداش داده شود ، و پس از آن از او بريده شود ؛ و تكليف كردن و دسترس گذاشتن پاداش ، به اينگونه خوب نيست ؛ زيرا پاداشى كه دست رس گذاشته مىشود ، با دشوارى انجام دادن تكليف برابرى نمىكند . پس بايد بر روى دوم كه پاداش دادن ، به زمانها اندازهگيرى مىشود ، باشد .
و چون پارهاى از زمانها براى گرفتن پاداش شايستهتر از زمانهاى ديگر نيست ، پس بايد ، سزاوارى گرفتن پاداش ، همهء زمانها را فراگير باشد .
گفتهاند : به حكم خرد مىشود كه سزاوار شدن پاداش به اندازهاى از همان
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 545
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥٤٥