تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
مىگردد . و دليل بر اين كه سزاوار شدن پاداش براى انجام دادن كارى كه بايد انجام گردد ، يا براى كارى كه انجام دادنش بهتر از ندادن است ، هنگامى خواهد بود كه آن كار به دشوارى انجام گردد ، اين است كه در خردها ، جدائى ميان اين نيست كه كسى را به كار دشوار وادار كنند ، يا زيان به او برسانند ، و چون زيان رساندن خوب نيست ، مگر هنگامى كه سودرسانى در آن كار باشد ؛ پس همچنان وادار كردن به كارهاى سخت هم خوب نيست ، مگر براى سود رساندن به كسى كه آن را انجام مىدهد . و اين سود ناگزير بايد بزرگ و فراوان باشد ، تا وادار كردن كسى به بر خود هموار كردن دشوارىها براى رسيدن به آن سود ، خوب باشد ؛ و اين سود از اين تهى نيست كه يا ستودن است ، و يا تاوان گرفتن است و يا پاداش دادن است . روا نيست آن سود ، ستودن باشد ؛ زيرا ، خود ستودن سودرسانى نيست ، و از شادمانى كه پيرو ستودن است ، سود برده مىشود ، و آن شادمانى كه پيرو ستودن است ، به اندازه‌اى نمىرسد ، كه با دشوارىهاى بزرگ در انجام دادن كارى كه بايد انجام گردد ، و يا دشوارىهائى كه در خوددارى كردن از كار بد است ، برابرى كند ؛ و اين از چيزهائى است كه آشكار دانسته شده است . بالاتر از آن ، شادمانى چيزى جز ، باور كردن يا دانا شدن ، و يا گمان بردن ، به رسيدن سودهائى نيست ، كه در آينده خواهد رسيد ؛ و چنانچه اين سودها از ميان برداشته شود ، هيچ شادمانى وجود نخواهد يافت . و روا نيست سودى كه مىرسد ، تاوان گرفتن باشد ؛ زيرا تاوان از بزرگ داشتن و بزرگ وانمودن تهى مىباشد ؛ و در خور چيزى كه شايسته است براى فرمانبردارى داده شود ، اين است كه با بزرگ داشتن همراه باشد . و نيز ، درخور تاوان اين است كه ، برابر با كارى كه از خود تاوان‌دهنده سر زده است ، كسى سزاوار گرفتنش شده باشد ؛ و اين شرط در اين جا درست