وانمودن ديگرى كه بخشنده است ، با آهنگ كردن بزرگ وانمودن او ؛ آيا نمىبينى كسى كه شناسائى بخشش خوشيهاى ديگرى را وانمود مىكند ، و بزرگ داشتن او را هم آهنگ دارد او را سپاسگزار ، مىگويند ؛ و هرگاه وانمود كردن شناسائى بخششها از بزرگداشت تهى باشد ، سپاس گفته نمىشود ، و همچنين است اگر بزرگ داشتن كسى از وانمود كردن شناسائىبخششها تهى باشد ، به اين كه همراه با وانمود كردن شناسائى نداشتن به بزرگى او باشد ، آن را سپاس نمىگويند .
سپاسگزارى به راستى ، آناست كه به زبان باشد ، و گاهى هم چيزى را كه به دل بازگشت كند و بر آنگونه كه گذشت ، جدا كردن نيكى رسان از بدى رسان ، باشد ، سپاسگزارى مىگويند .
ستايش كردن همان خود سپاسگزارى است .
سرزنش كردن و نكوهيدن : گفتارى است كه از فرومايگى رويدادهاى كسى كه نكوهيده مىشود ، آگاهى بدهند و شرطهائى كه با آن نكوهيدن مىباشد ، همان شرطهاى ستايش كردن است ، و آهنگ كردن نكوهيدن ، و دانا بودن به رويدادها ، و اين كه لفظ براى همان نهاده شده باشد ، همه در ستودن و نكوهش كردن يكسانند . و هرچه به دل بازگشت كند ، آنچنان كه در ستودن گفتيم ، به مجاز نكوهيدن گفته مىشود .
اما سبك شمردن و خوار كردن ، با گفتار و كردار هر دو مىباشد ؛ زيرا كسى كه براى ديگرى به پا نخيزد ، و او از كسانى باشد كه ديگران برايش به پا مىخيزند ، گفته مىشود او را سبك شمرد .
اما شكنجه دادن : پس آن زيان رساندنى است كه به سزاوارى باشد ، و با سبك شمردن و خوار كردن هم همراه باشد ؛ پس با زيان بودنش از سود ، و ديگر چيزها جدا مىشود ؛ و به سبك شمردنش از دردناك كردنى ، كه خداوند برتر از همه چيز ، براى آزمودن و نيكى كردن به كسى باشد ، جدا مىگردد ؛ و با همراه بودن سبك شمردن ، و خوار كردن ، نيز ، از دردناك كردن ، جدائى مىيابد .
و مىتوانى سخن كوتاه كنى و بگوئى ، شكنجه كردن ، زيانى است كه به
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 537
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥٣٧