وانمودن او را آهنگ كرده باشد .
گفتن ستودن نمىشود مگر با سه شرط :
اول : اين كه لفظ براى بزرگ وانمودن نهاده شده باشد .
دوم : با گفتن لفظ ، بزرگ وانمودن كسى را آهنگ كنند .
سوم : كسى كه ديگرى را مىستايد از بزرگى رويدادهاى آن كس كه ستوده مىشود آگاه باشد ؛ و گروهى گفتهاند در اين جا گمان كردن و باور داشتن به جاى دانا بودن مىايستد ، و سخن نخست درستتر است .
چيزى كه درستى آن را مىرساند اين است كه درخور ستودن ، كسى است كه سزاوارش باشد و كسى سزاوار آن نمىگردد مگر به بزرگىهاى او دانا باشند ؛ چه اكنون آن بزرگى را داشته باشد مانند اين كه كسى را بستايند و از گزارشاتش چيزهائى دانسته شده باشد كه بزرگ وانمودن او را فراهم مىكند ؛ و يا آن كه بزرگى برايش با موجود شدن شرطى فراهم شود ، مانند اين كه كسى را بستايند و اكنون او پيش ما نباشد با اين شرط كه همان رويدادهائى كه بزرگ وانمودن او را فراهم مىكند ، اكنون هم برايش ماندگار باشد .
بزرگ وانمودن با گفتار و كردار هر دو پديد مىآيد ؛ آيا نمىبينى كسى كه براى ديگرى به پا مىخيزد و آهنگ بزرگ وانمودن او را دارد ، مىگويند او را بزرگ وانمود و همچنين است هنگامىكه سر او را ببوسد .
گرامى داشتن ( اكرام ) همان خود بزرگ وانمودن است ؛ پس بزرگ وانمودن ، هرگفتار يا كردارى است كه براى آگاه كردن از بزرگى رويدادهاى كسى كه بزرگ وانموده مىشود ، نهاده شده باشد .
پاداش : سودى است كه سزاوار آن گردند و با بزرگ وانمودن و بزرگ داشتن همراه باشد . پس با سود بودنش ، از آنچه سود ندارد جدا مىگردد ، و به سزاوار بودنش از بخشيدن جدا مىشود ؛ و همراه با بزرگ وانمودن و بزرگ داشتنش از تاوان دادن ، جدائى مىيابد .
سپاس : وانمودن شناسائى بخشش خوشيها مىباشد با گونهاى از بزرگ
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 536
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥٣٦