تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
نابود كرده است ، سرزنش مىكنند ، هرچند روا دانند ، كه شايد اگر كشته نمىشد مىمرد ، يا ديگرى او را مىكشت ؛ ونابود كردن بهره‌گيرى از زندگى را بدى رساندن به او مىدانند ، و كشنده را بر اين كار سرزنش مىكنند . پس اگر آنچه را گفتند ، بايد در نظر گرفته شود كه اگر كشته نمىشد ، زنده مىماند ، درست باشد ، بايد پيش خردمندان هيچگاه كشنده به كسى كه كشته شده ، بدى نكرده باشد ، و بايد بر اين كه سودهائى از او را نابود گردانيده ، سرزنش نشود ؛ و آنچه آشكار است به جز اين است . سپس به آنان گفته مىشود ، دربارهء كسى كه ديگرى را مىكشد ، و خداوند برتر از همه ، مىداند ، اگر او را نمىكشت ، ديگرى او را به ستم مىكشت ، چه مىگوئيد ؟ و كشندهء دوم ، اگر او را نمىكشت ، زمان درازى زنده مىماند ، و از دارائىها و رويدادهاى بسيارى ، بهره مىگرفت ؛ براى اين سودهائى كه خداوند مىداند ، اگر كشندهء دوم او را نمىكشت ، در اين زمان دراز همان خداوند برتر از همه ، او را زنده نگه مىداشت ، آيا تاوان اين سودهاى از ميان رفته را ، چه كسى بايد بدهد ؟ پس اگر بگويند ، كشنده نخست بايد آن را بدهد ، خواهيم گفت چه‌گونه اين سخن را مىگوئيد ، و بنابر آنچه پايه‌اش نهاديد ، كشندهء نخست ، هيچ يك از سودهائى را كه به او مىرسيد از ميان نبرده است ؛ زيرا آنچه دانسته شد ، اين بود كه اگر او را نمىكشت ، كشندهء ديگرى او را مىكشت ، و شما نابود شدن سودها را به چيزى وابسته مىدانيد كه اگر باشد ، سودها از ميان خواهد رفت ، و اگر نباشد سودها پديد خواهند گرديد ؛ و براى همين گفتيد ، اگر خداوند بداند ، چنانچه اين كشنده او را نكشد ، خودش او را خواهد مىراند كسى كه كشته شده براى از ميان رفتن اين سودها ، سزاوار تاوان گرفتن از كشنده ، نمىگردد . و اگر بگويند ، تاوان سودهاى از ميان رفته را ، بايد از كشندهء دوم ، بگيرند ، گفته خواهد شد ، گرفتن تاوان از او ، از اين كه كشندهء نخست ، دادنى باشد ، دور تر است ؛ زيرا روا نيست ، كسى تاوان چيزى را بدهد ، كه هيچ كارى نكرده است ، و سودى را از ميان نبرده است ، و چنين دانسته شده بود كه اگر اين كار را ديگرى ،