نيكى كرده باشد ؛ زيرا از اين كه خودش را نابود گرداند ، او را رهائى بخشيده است ، و هرچند از آنجا كه نيكى كردن به كسى ، نياز به اين دارد ، كه از كار خود نيكى رساندن به او را آهنگ كرده باشد ، پس بايد نه به او بدى كرده باشد ، و نه سودهاى دارائى او را از ميان برده باشد ؛ بلكه آن زيانى را كه دارائىاش به او مىرساند ؛ از او بريده باشد .
و چيزى كه با آن ميان موجود بلا آغاز برتر از همه ، با ما جدائى گذاشتهاند ، اين است كه گفتهاند ، هرگاه خداوند كسى را بميراند ، براى نابود شدن سودها سزاوار گرفتن تاوان از او نمىشود ؛ و اين سخن ناچيز است ؛ زيرا آنچه پيش خردمندان ، در اين جا به نظر مىرسد ، نابود كردن سودهائى است كه موجود گرديده و يا شدنى باشد كه موجود گردد ؛ چه به او بخشيده شود يا سزاوار آن گردد ؛ آيا نمىبينى كسى كه ديگرى را مىكشد ، و دانسته شده باشد اگر او را نكشد از دارائىهائى كه از روى بخشش ديگرى ، به او خواهد رسيد ، بهره خواهد برد ، بر اين كه چنين سودهائى را نابود گردانيده ، بدون گفتگو ، سزاوار سرزنش خواهد شد ؛ و بنا به روش ايشان سزاوار تاوان گرفتن هم خواهد شد ، بدون جدائى ميان اين كه سودهائى باشد كه بايد آن را ببرد ، يا سزاوار گرفتن آن نباشد ، و به رايگان به او برسد .
و چيزى كه با آن ، ميان دارائى با جز دارائى ، جدائى گذاشتهاند ، اين است كه از دارائى بارها مىتوان بهره گرفت ، پس تاوانهاى آن بسيار است ، و از چيزهائى ديگر ، بارها نمىتوان سود برد ؛ و اين سخن نادرست است ؛ زيرا براى اين ، از دارائى بارها مىتوان بهره گرفت ، كه دارندهاش با داشتن آن آرامش خاطر دارد ، و همه وقت با در دست داشتن آن ، دلش نيرومند است ، و نيز هميشه و پيوسته ، بدان شادمان است ؛ و دارائى و چيزهاى ديگر كه نام بردهاند ، در اين يكسانند . و سخن شايستهتر اين است كه گفته شود ، هرچيزى كه به ستم گرفته شود ، و دارندهاش را از سود بردن به آن باز دارند ، سرزنشى كه از سوى خردمندان براى اين بدى كردن ، سزاوار مىشود ، بيشتر مىگردد ، و برابر با سود بردن از دارائى به ستم گرفته شده ، سزاوارى سرزنش يافتن ، نيز به همان اندازه بيشتر مىشود .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 530
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥٣٠