فصل در اينكه چه چيز ، نيكتر است ؟
در گذشتهها آشكار كرديم كه سود همان لذت بردن و شادمان شدن ، از چيزى است كه به اين دو برساند ، يا به يكى از آن دو بكشاند ، و نيك بودن ، همان سود دادن است ؛ پس هرگاه سود دادن بيشتر شود به آن نيكتر گفته مىشود ، آنچنان كه گفته مىشود ، سودرسانتر است .
دليل بر اين سخن آن است كه هرچيزى سود دادن دانسته شد نيك بودن هم شناخته مىشود ، و هرچه سود دادن شناخته نشد ، نيك بودن هم نام داده نمىشود ، و براى همين است كه هركس بر او سود بردن محال باشد ، مانند موجود بلاآغاز ، نيكى بردن هم بر او نشدنى مىباشد ؛ و همچنين است جسم بىجان و مرده .
و مىگويند ، اين كار براى زيد نيك است يا نيكتر است ؛ آنچنان كه گفته مىشود برايش سودمند است ، و سودمندتر است .
و راستكارى ( صواب ) آن است كه در خور استوار كردن كار خوب باشد به اين دليل ، كه اين لفظ همهجا در همين معنى به كار برده مىشود و نيك بودن ، راست كارى نيست بلكه جدا از آن مىباشد ، آيا نمىبينى كسى كه خوراك ديگرى را به ستم از او بستاند و جلو گرسنگى خودش را بگيرد ، يا دارائى او را بربايد ، و به زندگى خود بهبودى رساند ، كارى كه انجام داده است ، نيك است ، هرچند راست