تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
و چون روئى كه ايمان را واجب مىگرداند ، در كارهائى كه پاداش بيشتر و كمتر دارند ، برابر است ، بايد تكليف كردن هر دو را فرا بگيرد ؛ و هنگامى كه هر دو را فرا گرفت و دانسته شد كه با يكى از آن دو ، ايمان سرخواهد زد ، ناگزير بايد خداوند آن روى را فراهم كند ، و فراهم نكردن آن دليل اين را كه بايد مهربانى انجام بگيرد ، درهم مىشكند ؛ و با اين‌كه علت واجب شدن كار ، در هر دو موجود است ، به فزونى پاداش و زياد بودن دشوارى در يكى بايد ننگريست ؛ آيا نمىبينى چون علت واجب شدن در كفاره‌هاى سه‌گانه كه يكى را بايد برگزيد در همه برابر است ، هر سه واجب مىشوند ، و يكى را به جاى ديگرها بايد برگزيد ، هرچند در پاداش و دشوارى بر يكديگر فزونى داشته باشند . و هرگاه گفته شود : روى واجب شدن ، در ديگرى كه سبكتر و پاداشش كمتر است ، ايمانى كه بر آن روى حاصل شود ، نه ايمان است و نه نيكى است . اين پرسش از درستى مىافتد ؛ زيرا سخن ما در يك كار است كه دو روى داشته باشد و فراگرفتن تكليف ، هريك از آن دو را ، درست مىباشد ؛ اما كارى كه روئى براى نيكى در آن نباشد ، تكليف آن را فرا نمىگيرد ؛ پس نمىتوان گفت با تكليف كردن به يكى از روىها ، از ديگرى روگردان شده است . علاوه بر آن ، ناگزير از آن است كه بايد راهى باشد تا ميان يكى از دو روى كه از آن رو ، تكليف كار را فرا گرفته است با آنچه تكليف آن را فرا نگرفته است ، جدائى حاصل گردد تا خود همان را آهنگ كند و تا جائى كه اگر آن را انجام بدهد ، بداند آنچه بر او واجب بوده است ، انجامش داده است ، و چون جدائى ميان آنها نمىيابيم ، مىرساند كه آنچه گفتند ، نادرست است .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 463 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى