است .
اما نكوهشى كه خداوند برتر از همه ، بر انجام دادن كارهاى بد ، مىكند ، پيش گروهى به راه شكنجه كردن نمىرود ؛ زيرا علت شايسته شدن نكوهش همگانى است ، و ويژگى به كسى ندارد ؛ براى اينكه نكوهش به انجام دادن كار بد ، سزاوارى مىيابد ، با آنكه شخص تكليفشونده مىتواند كار بد انجام ندهد و در اين جهت به نكوهشكنندهاى ، جز ديگرى ، اختصاص ندارد ، پس بايد از هركسى نكوهش كردن بر آن ، خوب باشد ؛ زيرا علت سزاوار شدن نكوهش به موجود بلاآغاز برتر از همه اختصاص ندارد ، پس شدنى است كه مهربانى را از او بازدارد ، اما شكنجه كردن بخصوص از او شايستگى ندارد ؛ زيرا به همان جهت سزاوار شدنش ، ويژگى دارد ، و هرگاه خداوند برتر از همه ، بداند كه پارهاى از تكليفشوندگان ، با نبودن مهربانى ، از آنرو كه كار دشوارتر است ، پاداش گرويدنش بيشتر مىشود ، و اگر به او مهربانى كند ، پاداش كمتر مىبرد ، در اين حال گروهى گفتهاند ، شدنى است كه خداوند به روئى دشوارتر تكليفش كند ، و به او مهربانى نكند ، و هرچند بداند كه او براى دسترس گذاشتن پاداش بيشتر نمىگرود ؛ و دو روى كار ، در اين كه روا مىباشد به يكى از آن دو تكليفش كنند بر رهگذر دو كار مىرود ؛ زيرا با مهربانى نكردن به او در يكى از آن دو پاداش بيشتر مىبرد ، پس خداوند از تكليف كردن به آن ديگرى كه پاداش كمتر دارد ، روگردان مىشود ، هرچند بداند كه انجامش نخواهد داد .
ديگرى گفته است بايد در همه اينها مهربانى كند ، و گفتار نخست ازاينرو ، نادرست است كه اگر ايمان آوردن ، بر هر دو روى ، گرويدن و نيكى باشد ، بايد تكليف ، ايمان آوردن به هر دو روى را با هم فرا بگيرد ؛ هرچند پاداش يكى از آن دو بيشتر و در ديگرى كمتر باشد ، چه بر آن روئى باشد كه ايمان با دشوارى سر مىزند ، و چون مهربانى در آن وجود ندارد پاداش بيشتر دارد ؛ و يا براى روى ديگرى باشد ؛ زيرا چيزى كه ايمان را واجب مىگرداند ، روا نيست حاصل شود ، مگر آنكه ايمان هم بايد واجب گردد .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 462
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٤٦٢