تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مترجم 39

مساهمون:

صمقدمهء مترجم ٣٩
و اين بحث خارج از گفتگو در كفر و ايمان است ، و خودش بحث مستقلى است ، كه اصل « وعد و وعيد » را به وجود آورده است ، و پيرو اصل استقلال عقل يا شرع است و خواهد آمد . خلاصهء بحث نتيجه از دو بحث اول اين است ، كه آيا ايمان فقط يك حالت درونى بسيط و بدون جزء است يا علاوه‌برآن مشتمل بر اجزاء ديگرى نيز هست ؟ زيرا در دين سه چيز ديده مىشود : يكى اعتقاد است كه درونى و در دل است ، و كارى باطنى و غيرمحسوس است . ديگر اعتراف و اقرار كردن به زبان است ، كه شهادت قولى نسبت به اصول اعتقادى مىباشد . ديگرى انجام دادن تكاليف بدنى و اعمال ظاهرى است ، كه از شرع رسيده است . پس اين گفتگو پيش آمد كه آيا ايمان جز اعتقاد كه كارى درونى است ، چيزى ديگر نيست ، و يا شهادت دادن به زبان هم ، بايد با آن همراه باشد ، و يا هرسه چيز بايد با هم باشند ؟ و پيش كسانى كه ايمان را مشتمل بر هرسه مىدانند ، از اعمال ظاهرى ، چيزى كه بيشتر پيش ايشان مورد اهميت است ، قتل عمد است ؛ زيرا در قرآن كيفر كسى كه مرتكب قتل عمد شده باشد ، خلود در جهنم ، وعده داده شده است ، و به همين سبب ، پاره‌اى از فرق اسلامى مرتكب نشدن آن را جزء ايمان دانسته‌اند و سرزدنش را از ميان برندهء ايمان شمرده‌اند . از اختلاف در اين سه كه ذكر شد ، چهار روش پديد آمد كه در آغاز بحث يادآورى شد و آنها عبارتند از :

اول - روش اعتقاد به كافر شدن شخص گنهكار

فرقهء خوارج نخستين گروهى بودند ، كه ايمان را مشتمل بر آن سه جزء بيان كردند و گفتند : شخص گنهكار از دين برگشته و مرتد است ، به همين سبب توبه‌اش را هم غيرقابل قبول دانستند ؛ و چون در نظر ايشان ايمان داراى سه جزء گذشته است ، بنابراين هركسى يكى از آن سه جزء را دارا نباشد ، كافرش شمردند و گفتند مرتكب گناه كبيره كافر است و مانند كافر حربى مىباشد ، كه كشتنش و بردن مال و زن و