تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
را فراهم كند ، خواهيم دانست كه جهان نابود خواهد شد ، هرچند در آيه با خردان ، اراده شده باشند . بر اين استدلال عيب‌جوئى كرده‌اند كه نابودى نيستى نمىباشد ، و معنيش از هم جدا شدن و پراكنده گرديدن پاره‌هاى چيزها است ، آنچنان كه شاعر گفته است :
يا ابنى اميه انى عنكما عان * و ما العنى غير انى مرعش فان
اى دو پسر اميه ، من از شما در رنجم ، و رنج ديدن جز براى اين نيست كه لرزان و نابودشونده مىباشم . از آن پاسخ گفته‌اند : كه اين مجازگوئى است ، و معنى براستى آن ، نيست گرديدن است ، و شاعر مىخواسته بگويد كه به نيست شدن نزديك گرديده‌ام چنانچه پير كلانسال را مىگويند ، مرده است . و نيز مىشود كه او مىخواسته بگويد : توانائى و نيرويم از دست رفته است ، و براى كوتاه كردن سخن از آن انداخته است . و نيز ديگر چيزى كه اين را استوار مىگرداند ، آنچه در آيه اراده گرديده ، نيست شدن است ، گفتار خداوند است كه مىفرمايد :
« وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ »
. پس اگر از فنا نيستى خواسته نشده باشد ، استثنا كردن ، معنى نخواهد داشت . پس اگر بپرسند : چرا گفتيد جوهرها جز به ضدشان نيست نمىشوند ؟ خواهيم گفت : زيرا ثابت شده است كه جوهرها موجود مىمانند و هرچيزى ماندگار گردد ، جز با ضدى كه بر آن روى دهد نيست نخواهد گرديد . پس اگر بگويند : دليل بياوريد كه جوهرها مىمانند . خواهيم گفت : هريك از ما مىداند ، خودش همان است كه ديروز بوده است ، و در اين هيچ شكى بر او در نمىآيد ، و همانا ما آشكار كرديم كه زنده ، همين همهء ساختمان فراهم شده از جوهرها روى هم است ، و چون ثابت شد كه جوهرهاى موجود
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 388 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى