تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
بر همين پايه سخن مىگويم ، و اما آن كسى كه به يقين مىداند كه كار انجام شده به جاى نمىماند يا در آن شك دارد ، بر آن است كه اگر پنداشته شود كه به جاى مىماند ، از وجود توانائى بىنياز خواهد بود ، و اين بىنيازى جز براى موجود بودنش نيست و در اين جا به پندار گرفتن بس است . علاوه‌برآن ما آشكار كرديم كه جسم به جاى مىماند و با موجود شدنش از وابستگى توانائى به آن بيرون مىرود ؛ پس بايد هرچيزى وجود داشته باشد ، به مانند آن باشد ، هرچند ماندگارى بر آن روا نباشد . پس اگر بگويند : آيا پيش شما چنين نيست كه فشار آوردن به پائين براى ماندنش به ترى نياز دارد ، اما خود فشار براى موجود بودنش به ترى نياز ندارد ؛ پس آيا توانائى نيز به مانند آن نيست ؟ گفته خواهد شد : ما نمىگوئيم فشار براى ماندن به ترى نياز دارد ، بلكه مىگوئيم در خور فشار اين است كه لحظهء دوم باقى نماند مگر چيزى به وجود آيد كه از نيست شدنش جلوگيرى كند ، و آن ترى است كه با موجود شدنش فشار موجود مىشود ؛ و هر گاه نيست نشده باشد به جاى مانده است . پس اگر بگويند : آيا چنين نيست كه كار هنگامى كه پديد مىآيد ، خوب يابد است ؟ و پس از آن‌كه ماندگار گرديد چنين نمىباشد ، پس آيا چنين نيست كه در زمان پديد آمدن ، توانائى به آن وابستگى دارد ، نه در زمان ماندگاريش ؟ گفته خواهد شد : آنچه در خوبى و بدى كار اثر دارد ، روىهائى است كه كار برايش انجام داده مىشود ، و آن روىها در زمان ماندگارى كار ، از نوپديد نمىآيند ؛ و براى همين است كه خوبى و بدى به زمان پديد آمدن كار ويژگى دارد ، و هنگامى كه از اراده كردن بپرسند ، به مانند همين پاسخ مىگوئيم ؛ زيرا اراده كردن هنگام پديد آمدن كار در آن اثر دارد ، و در زمان ماندگارى اثرى در آن ندارد ، و به همين گونه دانا بودن شخص دانا در استوارى كارش هنگام پديد آمدن آن اثر دارد نه در زمان ماندگاريش ؛ براى اين‌كه روئى كه اراده كردن و دانائى در آن اثر دارد به
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 319 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى