اما افزار كار نيازى بدان نيست كه همزمان با كار موجود باشند ، مگر آنچه جاى انجام يافتن كار باشد ، و يا به مانند جا باشد ، مثل كارد براى بريدن ، و بال براى پريدن ، و آتش در سوزاندن ، و هرچه به مانند اينها باشد ؛ براى اينكه آتش درون جسم سوزنده جا وا مىكند ، پس بايد در زمان سوختن وجود داشته باشد ، اما هرچه جا براى انجام دادن كار نباشد ، نبايد با انجام يافتن آن همزمان باشد ، مانند كمان در تير انداختن ، بلكه بايد پيش از آن موجود باشد ، و روا مىباشد كه تير به هدف برخورد كند و كمان از ميان رفته باشد و يا شكسته باشد .
اما توانائى بر اينگونه نيست ؛ زيرا بنابر آنچه گذشت جهت نيازمندى به آن ، اين را فراهم مىكند كه بايد پيش از كار موجود باشد ، نه همزمان با آن .
و براى همين است كه ما روا داشتيم كار با توانائى نيست شده انجام بگيرد و هرچند با اندام نيست شده كارى انجام داده نمىشود .
دليل ديگر ، از آنچه مىرساند كه توانائى پيش از انجام دادن كار موجود است ، اين است كه وابستگى توانا بودن شخص توانا به كار ، به گوناگون بودن توانايان گوناگون نمىشود ، هرچند پارهاى از ايشان به خودى خود توانا باشند و پارهاى به صفت توانائى توانا باشند ، همچنان كه دانايان و درككنندگان ناهمسان نيستند ، هرچند جهت سزاوارى موصوف شدن آنان به اين صفتها يكسان نباشد ؛ و با ثابت شدن اين مقدمه ، اگر يكى از ما سرزدن كار از او با توانا بودنش با هم به وجود آيند ، مىبايست در خداوند برتر از همه چيز نيز به همينگونه باشد و چون دانستيم توانا بودنش پيش از كار انجام دادنش بوده است ، بايد در ما هم به مانند او باشد ؛ براى اينكه توانايان و دانايان و ادراككنندگان در چگونگى وابستگى داشتن به چيزها بايد با هم برابر باشند .
پس اگر بگويند : موجود بلا آغاز برتر از همه چيز كارهائى مىتواند انجام بدهد كه ما نمىتوانيم ، و او مىتواند بدون به كار بردن اندام كارهائى در خارج پديد آورد و ما بر آن توانا نيستيم ، و او كه برتر از همهچيز است مىتواند يك نوع كار را در يك جا و يك زمان به اندازههاى بىپايان انجام بدهد و هيچ يك از ما با اين شرطها
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 317
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٣١٧